دانه های برکت جالیز

5دی ماه 1392

دانۀ برکت جالیز

گمان مکن که هرجاکبوتران هستند

ودانه های فراوان ونیست آزاری

گمان مکن که دلت درکمال خوش وقتی ست

گمان مکن که دلت هرکجاست آن جا جای توخالیست

همه به هم زده اند سر وسر درون هم

نه! راز عشق درکمال تنهاییست

شلوغ زندگی وبغبغوی کفترکان

بهانه ای بیش نیس نیست

وبیشترآن که دست خالی بودوازمیان هوای پربرکت باد

تا مرزخلوت دل های خالی از خوردن

خالی ازماندن

ورفتن تابه سرزمین ولادت . سرزمین یگانه

آن جا شاید جفت هایی را مانی که هنوز می گردند

ومی گردند ونمی جویندجز پرهای اقدس خودرا

که خوشه های تمنای جفت دیگری باشد

وهنوز نیافته وشاید تا آخر عمر و

آن گاه که درپرواز بلندای عشق می سوزی

ودر شعلۀ تماشای خورشید می مانی

اینک وقت رسیدن است بی یار وقت رسیدن است بی جفت

اما درتلاش مضاعف تاریخ به تکرارعمر ستارگان

خانۀ خورشید وسنگ بنای خانۀ خورشید

کجایند کبوتران که می گفتند همه چیز درامنیت

همه چیز درباهم بودن و همه چیزدر با هم خوردن

ازدانه های برکت جالیز

/ 0 نظر / 19 بازدید