اربعین دراربعین

20مرداد1395

به نام خدا

تاکنون بستی زبان خوش به کام خویش

صرفه غیبت نمودی  تا  زیانش بیش

هرچه داریم بهترین بهترین ها نزدما

هرچه بادا بد سزای مردمانست پیش

درگذار باد صحبت دل هاپراز حقد وحسد

ازسمت وسوی عالم دیگر برای او

تا رضاییم بررضای حق مبراییم

با رضای دیگران زخم زبان ها ازی هم

می زنیم هرچه بادا باد

 

21آبان 1396

زایرمرتضی علی خواهرم ای برادرم 

خاک ره مقدمتان با دین ودل برابرم

حضور ما دراین سفر لایق حضرتش نبود

تذکره ورودتان به مهر وموم اکبرم

خوشا بحال آن که برد دل ازامام شهدا

گرفت مراد خویش راز لاله گون اصغرم

دوباره سالهای سال خدا کند نصیبتان

زیارت صحن وسرا گلدسته های اطهرم

گر همگان طلب کنند قصد زیارت حسین (ع)

کجا چگونه می رسد برات نور انورم

خوش آمدی زکربلا زسوی وادی بلا

خدا مگر عنایتی کزان سعادتی برم

من ودعای زایرین توجهات شاه دین

کرامت کتاب دین بود چو تاج برسرم

اگر سرود سرد من زدل نمود درد من

زعشق پاک توست رفیق ویاوران افسرم

خدا ترا سلامتی دگرکند عنایتی

هرآن چه می کنی طلب به اقتدای رهبرم

 

آبان 96

برای بازگشت فرزند جانباز گرامی شاپور قراکیشلو از اربعین حسینی

ای میوه دل ونوردیده  امیرم خوش آمدی

ای گل نشان دشت بلا به کلبه فقرم خوش آمدی

دیدی فرات پر طلاتم گوارای آب بود

اما در یغ داشت به طفل صغیرم خوش آمدی

بوی ضریح حضرت خون شاه کربلا

عطرش دمیده به جان ای وزیرم خوش آمدی

سالها نگاه به قامت رعنای توکردمی

اینک قدم گذار به دیده پیرم خوش آمدی

گشتی در سفر کنار عموهای مهربان

یادی ز اکبر وعباس دلیرم خوش آمدی

دل همه روان گشته اند سوی کربلا

جانم فدای مرامت سفیرم خوش آمدی

می دانم ارمغان دل پرشور پر شرر

کردی به آشیانه حقیرم خوش آمدی

کردم دعا که دور باد وجودت زهر بلا

بازوی پرتوان و وزیرم خوش آمدی

 

تامست می آلاله را آباد کن کاشانه را

ای روشنای عقل ودین بشکن بت وافسانه را

دیوانگی کارمنست عاقل کن این دیوانه را

من ما انده ام دربن توآزادکن بیگانه را

جانباز بادا سربلند آباد کن ویرانه را

 

گل آمد نوگل آمد نوجوانم

همه جان وتن وروح روانم

عزیزم نوردیده نورعیتم

ستاره روشنای آسمانم

همه دل ها شدند سوی گلستان

به دشت لاله ها اندرفغانم

ره ایران به راه کربلا شد

عزیزمن صفای بوستانم

قدم درراه ایوان طلایی

مبارک برتو ای آرام جانم

تو درآغوش شه لب تشنگانی

ضریح ومضجع آزادگانی

بود شیرم حلالت نوجوانم

زلال وپاک وتر اشک روانی

قبول بادا زیارت نورچشمم

زخاک کربلا داری نشانی

چو می بردی دلم را درغریبی

توکل بر خدای ل ستانی

توگشتی زایر شاه شهیدان

شدی بیمه به عمر جاودانی

تبرک شده جسم وروانت

به دوران جوانی درخزانی

الهی دور مانی از حوادث

حسین میزبان و تودرمیهمانی

قدم بگذار روی دیدگانم

همه عمر وسرور زندگانی

امیر سرفراز ومهربانم

ازاین بهتر ندارم ارمغانی

خدا عزت ترا افزون داده

که او رب وتو نیز ازبندگانی

برایت آرزودارم فراوان

تو خود آ نرا زمن بهتر بدانی

 

/ 0 نظر / 11 بازدید