درپای دل نسیم دور

 

25آذر1396

چه چیزم پیش تو ناقابل افتاد

تمام کوششم بی حاصل افتاد

چه امید ها که دایم برتوبستم

ولی افسوس که شوقم مایل افتاد

چه پردازم توان مهرورزان

زیانم را خزانه شامل افتاد

به طنازی دلم خوش کرده بودم

دریغا بی خیالی حایل افتاد

سرشوریده خود واگذارم

مسلمانا طریقم کامل افتاد

دگر ازما گذشت ای بی مروت

تمام نقشه هایم باطل افتاد

سری دارم دگر سودا ندارد

به دست مردمان کاهل افتاد

همه خونابه دل  بارماشد

سروکارمنی با کاگل افتاد

ره میخانه دربالاوپستی

سر و کارم چرا با جاهل افتاد

دوصد افسوس زعمر درگذشته

که این آخر به دست عاقل افتاد

خدایا همتی از نو عنایت

نشانم بر سرای عادل افتاد

پر وپیمان وفای عهد بستیم

نه آسانست که برپای دل افتاد

 

نسیم دور آذر96

در ودروازه باهم بازمی شد

هوای صبحدم آغاز می شد

خروس خوشنوای سرطلایی

به آهنگ صبا دمساز می شد

اذان شاقلی گوش فلک را

چو داوود برسر اعجاز می شد

هنوزم گوش جان را می نوازد

که مارا مایه ی اعزارمی شد

به خیر یاد تو ای شمع فروزان

دل از شوق تو درپرواز می شد

قنات لب به لب درجویباران

کوک اندر ارغنون ساز می شد

زفوج کفتران آسمانی

یکی چنگیده شهباز می شد

درختان سایه اندر سایه هم

چکاوک شهره در آواز می شد

بساط تخت وپشتی وسماور

خوش الحانی نی شهناز می شد

 به فرمان خمینی درره دین

بسیجی درصف سربازمی شد

اسیران درسیاهچاله صدام

سپس آزاده وجانباز می شد

دگر باره سروسامان خدایا

چه میشد خانه را بهساز می شد

زلطف ایزدی شورونوایی

زشعر حافظ شیراز می شد 

/ 0 نظر / 48 بازدید