رییس جمهورهفتم

*جمهوری هفتم

ازپس ما معرکه دیگری

می رسد از راه چو نیک بنگری

هرکه به فکر جنم خویش بود

عیب به پس شائبه ی پیش بود

تا که نگوییم بد دیگران

سنگ نشود گم به ره دیگران  

پای چوبرچاله فکندی مگو

خودچوفریبی مدهش گفتگو

رای توافسون کنان می برند

جامه طاعات ترا می درند

مذهبیان حکم دیانت دهند

ملتیان حکم به امانت دهند

دام فریب هشته عدو از برون

صید کنند واسطگان ازدرون

تفرقه افکن فراوان بود

دوزوکلک حربه ی دوران بود .

 

*6اردیبهشت 92

 نامزدی کاندیدها

هشت ستاره هشت درباغ معلق دربهشت

دست مریزاد باغبان پیررا زین آب وکشت

زبده کاران سیاست برمدارملک دین  

لطف یزدانی چنین فرزانگی برما نوشت

بیم دشمن ازدل ملت دگر بیرون شده

محورش اسلام واطوارش همی دیروکنشت

تا حماسه ازسیاست برگرفت این رنگ وبو

زد بنای دیگری سراز میان  خاک وخشت

آفرین برمرد تدبیر وسیاست اقتصاد وهم هنر

کزمیان تنگ شورای نگهبانی گذشت  

عارف وروحانی وحدادوقالیباف را

الغرض بانگ جلیلی تا ولایت بام ودشت

کارمردم بی نهایت سخت ومشکل گشته را

ناجیان دارند کلافی سر به گم ،خواهند که رشت

بارالها خودتویی شاهد به این واماندگی

عزت وفرخندگی باید بنا بنمود وهِشت

یادگاری باید ارزنده به فردای دگر

عزم وهمت فخرباید نی قدم درکارزشت

چشم امید خلایق بر مدارقدرتست 

قدرتی کز خلق ماند نزد مردان درشت  

*8اردیبهشت 92

دکترولایتی

من به مردم واگذارم کارها

اعتماد دولت افزون بارها

سال ها کوشیده ام اندر ملل

تا ستانم حق مردم ازدول

فتنه های جنگ ازپی می رسید

رفته ازمرزها تا جی می رسید

خانه ها ویران ومردم درفرار

کشته ومجروح درگوش وکنار

دسته ها گشته روان تا پایتخت

گشته زان شوریده وتاریک بخت

لیک با امدادوغیرت کارشد

وحدت مردم به همت یارشد

یورش جانانه بردند جبهه را

ازمیان بردندفریب و شبهه را

روز وشب را با تلاش جان گزا

تا کنم شادی مردم جان فزا

من به تولید وتوکل بسته ام

ازنظام دل گرفته خسته ام

کارکارستان باید درمیان

تا ببخشایم کشوررا کیان

درنظام خارجی تدبیرهاست

هرافق را حاوی تعبیرهاست

گرشوم در کشورم سکان دار

عزتش افزون نمایم پایدار

هم تدین هم تخصص تجربه

مشورت با نخبگانم غالبه

پا به امید خدا بنهاده ام

دل به سودای خلایق داده ام

گر شود آباد وآزاد این دیار

بگذردازفتنه گردداستوار

همتی ،حماسه تابر پا کنیم

انقلاب دیگری برپاکنیم .

*12خرداد
92

*دکترحدادعادل

....

بانک رادیدم بلای دیگری

نرخ آن شاید زصد افزون تری

نرخ مردم بیست شاید کمتری 

اقتصادهردم درآیدازدری

 هرکسی با کارخودبیگانه شد

درپی کاردگر افسانه شد

بانک نیزاین  ماجرارا پی گرفت

کاردیگر کردتا بالاگرفت

 با زمین وساختمان سرمی کند

هم چو قارچ می روید و بر می کند

هدیه ی بیکاری وسردرگمی

جزتورم باردوش مردمی

مردکابینه تخصص بایدش

یارتولید ومشاغل آیدش

من تعامل درقوادارم بسی

کرده ام آشوب نه بشنیده کسی

 حق مردم برمن اولا آمده ست

زان سبب دولت به  بالاآمده ست

روی قانون پانهادن ابلهی ست

مرد جنجالی تدبیرش تهی ست

رهبری قدرمرا بشناخته

زان سبب محبوب خلقم ساخته

قلب من قلب  قوای دیگرست

همدلی دیگر قوارا باورست

دست باخارج دهم بااحترام

درتعامل نی تقابل رامرام

درروابط الگوی نو آورم

مشکل بین الملل را داورم  

منطق مارا عدالت آمده

گفت ورفتار صداقت آمده

قدرت نرمیم به چشم احترام

بهر آن داریم دایم اهتمام

تربیت تعلیم را یاوربود

برکلید مشکلات قادربود

درس آموزی معیشت را سزاست

ازدواج سهل وآسان را رواست

دولت تدبیروتقوارا منم

مسکن وبهداشت وماء وا را منم

/ 0 نظر / 24 بازدید