هفت رییس جمهور

*

مردان
جمهوری

*اول بنی صدر

داعی آزادی ومشی علی

نوع اروپایی آن منجلی

دین به سوی دگر دولتست

مایه دولت همه از ملتست

کرده درنگ امر ولی فقیه

زان براوانگ زدندبرسفیه

شکل مسلمانی غربی خوشست

 کاروتلاش ازپی شرقی خوشست

جنگ وصلاح پوشش مکتب بود

راه ستیز آفت مذهب بود

من به تمدن ببرم ملتم

گرچه نهایت برسد ذلتم

ماهیت وجوهره اش آشکار

دربرملت شده لیل ونهار

عاقبت ازخانه ملت رسید

فاتحه   نفی کفایت پدید 

درکنف پوشش نسوان برفت

شدفراری وزپیمان برفت

حرمت جمهوری ما می برند

کهنه متاعی به جان می خرند

*دوم رجایی

باز طلوع دگری می رسد 

سینه پرخون جگری می درد

گرچه براو تجربه باشد نخست

گردش کارش به صلاح ودرست

نیک وبد بوم وبرش می دهند

دردل امت حرمش می دهند

آمده ازدامن ملت پدید

سیرنکندجز ره امت پدید

 گفت منم کاسه روحی نشان

تشنه ملت شده ام آب ونان

روزگاری به دبیری گذشت

آمدوکارم به وزیری گذشت

قرعه فال بامن فرزانه شد

خدمت ناچیز من افسانه شد  

گفته چنین  شاخصهء جسم وجان

کرده سلامی زپی آب ونان

لقمه مردم که مراآشناست

خواسته مردم همه ام ادعاست 

مجری احکام ولایت منم 

خادم دل بسته ملت منم

گوش بفرمان امامم شدم

برگسل دام نفاقم شدم 

حق طلبی سایه ایمان خوشست

عدل وقضا پایه پیمان خوشست

کوله به دوش حامی مستضعفان

ره بپیموده  چو جان برکفان 

دست نفاق آمدوجانم گرفت

بخت بلندای توانم گرفت

ما که برفتیم خدایارتان

یاد علی بدرقه راهتان

دست پلید ستم روزگار

کرد شهید نام مراماندگار

*سوم  آیت الله خامنه ای

فتنه زهرسو ،بلند قائله

مام وطن حادثه را حامله 

شرق ستیز غرب ستیز گشته ایم

قافله سالار وعزیزگشته ایم

دیده محروم جهان دست ما

طای طریقند به پیوست ما

گاه بیداری اسلام شد

فرصت پیمانه وپیغام شد

مهد رسالت شده ایران ما

عالمیان خوش زپیمان ما

روز بروز دامنه ی بیشتری

راهی بازارشده مشتری 

فضل الهی ومتاعی چنین

نصرالهی به آ یین ودین 

دشمن اگر دست من آزرده کرد

لطف الهی نفسم زنده کرد

هرقدم ار سوی خدا می رود

دست زتن کرده جدا می رود

مایه دلگرمی مردم شده

فخررضا وحرم قم شده

روشنی دیده رهبرشده

شمس ضحی نامی اظهر شده

دور زجنجال وبه قانون گرای

مرکزمنظومه ی کانون گرای

هجمه دشمن به وطن تاخته

رنگ  دغا برهمه انداخته

تا که ازین جنگ برد بهره ای 

منطقه راچشم دهد  زهره ای

شوکت ومردانگی بوم وبر

عزت وفرزانگی ازخون جگر

داد به گیتی پیامی درشت

آمده فایق به سندان مشت

ازپی این مکتب واستاد او

کرده جهان تا به ابد یاداو

 نایره جنگ تمامی گرفت

خلق جهان زان پیامی گرفت

درپی دشمن فتادن رواست

کار گرانیست نه این ادعاست 

*چهارم آیت الله رفسنجانی

من که ازین پسته نخواهم گذشت

زین فرس خسته نخواهم گذشت

سوز گرانی دل من داغ کرد

خشک درختم به سر باغ کرد

 امنیت خانه دولت مراست

شاخصه بانگ محبت مراست

کرده ام ازپله مردم گذر

باز به آن  جایگه کردم نظر

جامعه گر بوی عدالت گرفت

ازنفسم شمع هدایت گرفت

من که شدم  سلسله جنبان دین

حامی آیین ونگهبان  دین

معرکهء آتش خون می رود

دشمن دین به چه نگون می رود

سرورآزاده ی سازندگی

خوش ترا رایحه زندگی

ازپی جنگ محورسازندگی

هیمنه ی فاخر بالندگی

گشت خدا یاورمستضعفان

پایگه داد و درماندگان

نوبت دیوان سیاست رسید

کوکبه مهروعدالت رسید

من که عمری زده ام لاف دین

ازچه نپویم به انصاف دین

داده خدا مزد مرا بی دریغ

سایه مولاست  به امر بلیغ

وا بنهادم درو دسته را

بازگشودم دربسته را

فکر کردم نشود فتنه ای

مهربرافروخته جان سوخته ای

همت امت مرا یار بود

دست الهی به سرکار بود

 

*پنجم خاتمی

بانی اجلاس سران من شدم

باعث رسوای خران من شدم

گرد مخالف زموافق نشان

دست مخالف زعدوان کشان

من فشاندم  قلم گفتمان

تا چه بگویندهمه این وآن

سید زیبای حریفان منم

داعیه ملک سلیمان منم

توسعه حلم وسیاست منم

 پیکره ریش وکیاست منم 

بانی این ملک سلیمان ببین

 قائمه بوذروسلمان ببین

خالق اصلاحم وهم گفتمان

پرچم آن گشته ببام جهان

ازپی هم گرد و یلان می رسند

فاتح میدان و سران می رسند

لنگر کشتی امامت منم

یاورتدبیرزعامت منم

*ششم احمدی نژاد

رفته عملکرد  به زیر سئوال

درسه دهه بدشده بود وضع وحال

هرکه به انبان نمود پول خلق

ثروت مردم ببرد جیب دلق

ماکه ندیدم زعدالت خبر

خون شهیدان ندیدیم ثمر

رانت فراوان به نام آوری 

دولتی ومجلسی وداوری

سر برآخُر فروبرده اند

حصّه مردم فروخورده اند

من چوآقای جمهور شدم

گرندهم، فایده ای دورشدم

نفت دهم مائده  گندم خرم

برقدح وسفره مردم برم

هیئت دولت ببرم شهروده

بازگشایم گره اندرگره

صوت عدالت چوشود منجلی

گوش بفرمان توام یاعلی

کرده علم نائره ی هسته ای

دیده بساطی وبرآن  بسته ای

گام به گام درطلب حق شدم

خار به چشم سرناحق شدم

سهمیه بندی که بنزین شده

مصرف هرخوشه تعیین شده

برده هدفمندی یارانه ها

روزی مردم به درخانه ها

مسکن مهر،جان به میهن دمید

مستجرم لذت مسکن چشید

 دوره تمام شد زهشت سال ما

لطف خداگشته بر احوال ما

گرقصوری شده ازسوی ما

رفته ازآن آب سرو روی ما

پوزش آن می طلبم ازخدا

هم زخلایق زهریک جدا

/ 0 نظر / 8 بازدید