کربلا

باسمه تعالی

سفربه کربلای حسین علیه السلام درتاریخ بیست وهشتم اسفند1386 معادل بیست ونهم ربیع الاول 1428قمری باپرچم  کاروان راهیان قبا به مدیریت حاج آقا رضا اولیائی وحاج حسین نظری و به مداحی مادح المداحین جناب حاج آقا خورشیدی . خانوادهای اولیائی ، خورشیدی ،نظری ، صادقی ،علی اکبری ، پیر شاه وآقامحمدی

چون هوای کربلا برسر زند نامه آید خانه را بر درزند . حدود ساعت دوازده به سوی پارک سوار بیهقی واقع درتهران اتوبان مدرس به همراه اهل وعیال به سکوی مسافرتی به اتوبوس

سیر وسفر رسیدیم . نماز ظهر وعصررا درنمازخانه پایانه مسافربری ادا وسپس درسالن کوچکی روی صندلی راحت نشستیم . ترا چوشوق ازاین سیرواین زیارت باد  - گمان مبر که ترا مقصد تجارت باد .ساعت یک ونیم سوار وبا نوردیدگان نرگس ، نسرین ، پریسا ،وحید،پرشاد، دنیا وآقا مهدی خالقی وآقامهدی فرجی  خداحافظی نمودیم . ساعت از دوونیم گذشته که اتوبوس برای زدن کارت ساعت وکنترل سرعت متوقف می شود. ابتدای اتوبان کرج قزوین عوارض را ه توسط راننده پرداخت می شود . د شت گسترده ، سبزه ها روییده ودرختان درراستای نسیم سرد زمستانی استاده اند. ازدور ساختمان ها، سوله ها ورشته کوهها درقسمت شمالی جاده نمایان است . درروبرو ابرهای زیبا وسرگردان در آسمان بال گسترده وخورشید اززیر بال آن سرک می کشد وفضای اتوبوس رابرای همسرم نیره خانم که مانتووروسری وچادرمشکی ضخیم برتن دارد قدری از گرما طاقت فرسا نموده است . یاد به خیر باد روزگاران خیلی پیش که خانم ها دردشت وصحرا وکوه وبیابان ، خانه وکوچه وراه حمام ومسجد چادر سفید گلدار به برمی کردند. سپس آرام آرام لباس مکروه مشکی از جمله چادر مشکی از بیت وابستگان  دربارو آدمک های رسمی به همسران ارباب وخان وسپس کدخدا وآخر سر، خانم مردان دیوانی واداری وتجار وکسبه وبعد به خانه چوپان وبرزگر راه یافت .پرده ماشین را کشیدیم لکن خانم ها باز ازگرما بال بال می زدند .گرچه آدم ها آرام آرام نوای چرت سرداده اند ؛ اما همه آرام ومأنوسند. ده کیلومتری از اتوبان کرج قزوین گذشته بود که آقای داوود خورشیدی مداح کاروان تذکراتی دادند : " در این اتوبوس حکم یک خانواده را  داریم . بایستی وقت شناس باشیم ونماز های خودرا در حرم اقامه نمائیم . زمان هارون الرشید تهدید کرده بودند هرکسی می خواهد به زیارت امام حسین برود بایستی یک دست خودرا بدهد . پیر مردی بود که برای سفر دوم خود درسال بعد دست دیگرش را هم داد.زمان خودمان  سال ها بود که در اثر جنگ امکان ورود به خاک کربلا ونجف را نداشتیم کما این که حالا هم امکان رفتن به کاظمین وسامرا وجودندارد لیکن با خیال راحت به کربلای معلا ونجف اشرف مشرف می شویم که همه درسایه جانبازی شهدا وجانبازان افتخار آفرین کشورعزیزمان می باشد. ازخدای حسین هرآن چه بخواهی به غیر از خدائی به تو خواهد داد. داستان دورماندن پادشاهی از شکارگاه وگم شدن آن را همه می دانید . شب شد وتنهائی در بیابان سرگردان تا به کومه پیر زنی رسید به آن پناه گرفت پیر زن برای مهمان خود که نمی شناخت تنها بزغاله اش را که داشت برای مهمان کشت . پادشاه چون روز روشن شد کاروان را یافت وبه دربار خویش رفت  ازسران پرسید پاداش چنین پیر زنی چیست ؟ گفتند درازای یک بزغاله به او گله ای بز بدهید . پادشاه گفت : پیر زن دار وندار خودرا به ما ارزانی داشت . ما اگر تاج و تخت خودرا بدهیم تازه با اوبرابریم . حال حضرت ابا عبدالله دار وندار وجان خود، زن وفرزندواسارت آنان را در طبق اخلاص نهاد ، خدا به اوچه  نخواهد داد؟ " 

اتوبوس در پمپ بنزین گازوئیل زد وچون مسافرداشت خارج ازنوبت تریلی وکامیون ها که قطار استاده بودند سوخت گیری کرد . آقای خورشیدی در اتوبوس به هر صندلی یک لیوان بزرگ آجیل داد.  درراه نزدیک به زنجان هستیم پهن دشتی دل انگیزوآبادی های پراکنده از دور دلربائی ورشته کوهها  در شمال خودنمائی می کنند . درجنوب جاده نیز به فاصله پنج کیلومتری زنجیره کوهها سفید پوشند. اتوبوس باوقارتمام خودرا از دوربرگردانی قبل از زنجان به جاده همدان می کشاند .جاده ، دیگر اتوبان نیست ولی یک جاده می رود ویکی ازکنارآن می آید. ساعت پنج بعد ازظهر آفتاب در چشم راست پرتو افشان ست  . آن سوی شهرک  آب گرم قزوین درمسیرراه همدان اتوبوس ده دقیقه ای نگه داشت . من برای خودمان آب ولیوان یک بار مصرف خریدم  روی هم چهارصدوپنجاه تومان . بعد بین دورشته کوه درکنار رودخانه به طول شصت یا هفتاد متر ساعت شش عصر آفتاب را بدرقه می کنیم . کوه عجیبی است با تیغه های به بلندی دو تا سه متر وبه ضخامت سی یا چهل سانتیمتر به صورت موازی وعمود بر کوه . در فواصل آن گویا سنگ های سست وآهکی یا خاکی بوده که در اثر باد وباران وبرف شسته وبه پائین ریخته شده است . جاده باریک در کنار رود مارپیچ امتداد می یابد وغروب را به ارمغان می آورذ . هوا تاریک وشهرک آوج درتاریکی وقله برف در مقابل است .اتوبوس بدون اعتنا به سفر خود ادامه می دهد . ساعت هشت ونیم حوصله اش به سر آمد .ساعت هشت ونیم شب در همدان آرام گرفت که پس ازادای نماز مغرب وعشا وسپس صرف غذاساعت نه ونیم سوار وپس از عبور شبانه دردل پیچ وخم های جاده ساعت پنج وبیست دقیقه بامداد روز بیست ونهم اسفند هشتادوشش در صف انتظار اتوبوسهای مرز مهران درردیف سی امین  قرارگرفتیم . درخانه پر از بوی پشم وپشکل برای ادای نماز صبح واندکی اطراق ، زنان در اطاقی ومردان دراطاق دیگرمتوقف شدیم . دراین ساختمان که دارای  شش ، هفت اطاق وکف آن گچ خاک بود دوسه اطاق آن گلیم داشت  صبحانه خوردیم. درحیاط آن یک توالت ابتدائی وتک درختی که سرآن در زمان جنگ قطع شده بود،خشک وبی حرکت  بر پا استاده بود. ساختمان ها ساده ونوسازی پس ازجنگ وبرخی بازسازی شده بود مردم این قسمت با اجاره دادن اطاق های خود برای  یک شب وبا فروش آب جوش وچائی وگله داری وکشاورزی  امرار معاش دارند.  ساعت هفت وبیست سوار اتوبوس شدیم . حدود پانزده کیلومتری باید راه می سپردیم تا به مرز ایران وعراق برسیم . دوطرف جاده گندم زارها وجوهای از خوشه درآمده با کمی زردی وگله گوسفندان دیده می شد. درختان بسیار سرفراز منطقه که عمدتا ازنوع اکالیپتوس بود در نسیم گیسو می افشاند . آرام آرام ،جای جای اتوبوس را وارسی می کردیم  نکند چیزی را جا بگذاریم . در ابتدای مرز اتوبو س ها کنترل وگذر نامه ها بالیست عکس دار مسافرین مطابقت ومسافرین شمارش شدند. درمرز پیاده شدیم وگذر نامه هایمان با چهره مان کنترل ومهر خروج از ایران به تاریخ بیست ونهم اسفند زده شد. ساک های خودرا از اتوبوسی که درتهران سوار شده بودیم تحویل گرفتیم وبر چرخهای دستی قراردادیم . مسافت چهل پنجاه متر ساک ها از چرخ های دستی پیاده شد . آمدیم در نوبت بازدید مرزبانان عراقی زیر سایه سوله ها قرار گرفتیم .  از سوله ها در فضای باز زیر آفتاب بدون صندلی سر پا بودیم . نوبت اتوبوس ما ردیف بیست وچهار بود . یک ونیم ساعت زیر سوله  و این مسیربیرون ازسوله هم یک ساعت  وقت گرفته بود.خلاصه از در نرده ای سبز رنگ مرزی سربازان عراقی که لباس وکلاه کابوئی وشکل وشمایل خودرا به آمریکائی ها شبیه کرده بودند پس ازبازدید با ساک هامان گذشتیم . چرخ های دستی بزرگی آن سوی مرز بود که تمام ساک ها را درسه تا ازآن ها قرار دادیم وهریک چهار هزار تومان وبه قول خودشان چهار خمینی برای مسافت حدوددویست متر اجرت گرفتند. کارگران چرخ دستی حداقل یک ساعت منتظر ماندند تا ابوس های عراقی امکان بار گیری یافتند . اتوبوس های عراقی چون از کربلا مسافر بر می گردانند لذا بایستی آن قدر معطل شوی تا هفت هشت اتوبوس بیایند ومسافر گیری وسپس در مسیر تعیین شده تحت نظر حرکت کنند . مجددا قبل از سوار شدن بر اتوبوس ها زن ها ومردها درصف و پاسپورت ها بازدیدشد که بعد از یک ساعت دیگر بر اتوبوس های عراقی سوار شدیم . از مرز پیاده که می گذشتیم هفت پرچم با دیرک بلند از ایران در اهتزاز وروبه روی آن تنها یک پرچم کوتاه  عراقی  خودرا به باد سپرده بود . روی هم رفته هوا بسیار خنک گرچه زیر آفتاب سوزنده بود . بر اتوبوس ها سوار وپنجره های سقف نیم باز شد وهوای درون اتوبوس تا حدوی خنک شد. مصافت ازمرزمهران تا نجف اشرف یکصدوهشتاد کیلومتر وتا کربلا دویست وسی کیلومتر است . حدود پنج کیلومتری رفتیم تا به درختان خرما وایست بازرسی رسیدیم. باغهای خرما با دیوار های گلی بسیار کهنه . لحظه ای که اتوبوس می ایستاد سکوت فوق العاده برقرار می شد. تابلویی بود که بر آن " زرباطیه " نوشته بودند. مزارع سر سبز ودشت درزمان جنگ به طورکلی شخم و کنده وخاکریز اطراف جاده ها وفرغی ها وسنگر وکانال زده  شده است .در این اماکن خبری از باغ وسبزه نیست . جاده از پلی که برروی رودخانه ای بزرگی قراردارد می گذرد . باغ های بسیار خرما که درمیان آن خانه های گلی قدیمی قراردارد مشاهده می شود . آبادی با دختران وپسران دبیرستانی که درخیابان وگاه با دوچرخه درحرکتند با لباس های شبیه ایرانی دیده می شوند . این جا مدارس در بیست ونه اسفند دایر است . درمزارع مردان وزنان لباس بلند عربی در بر دارند. تعدادی از بچه ها درون مدرسه زنگ تفریح درحال بازی اند . ساعت یک بعد از ظهر است . ازشهر بیرون ودر دشت گسترده ای تک تک خانه های نوساز وبزرگ بنا شده است . در جاده دراین قسمت دو اتوبوس به سختی از کنار هم می گذرند وجاده نسبتا شلوغ است . کنار جاده ، کنار مزارع ، بر کنار کومه های نیمه ساخته و برروی کپسول جوشکاری همه جا پرچم های سبز وگاه قرمز وگاه با نقش  عبارت " یا اباعبدالله الحسین" دراهتزازاست .روی شیشه اتوبوس جلوی ما نوشته " یا صاحب الفرج ، الفرج ". ایست بازرسی بعدی شروع وبر اطاقک آن سه پرچم حسینی وروی زمین یک پرچم عراقی در اهتزازاست .ساعت یک بعد ازظهر به ایستگاه بازرسی بعدی دربیابانی رسیدیم . دونفرچوپان یکی باعمامه قرمز ولباده بلند درپی گوسفندان . دشت وسیع وآماده برای کشت وزرع . اشترانی چند دربیابان درچرایند .تاچشم می بیند بیابان وشوره زار باشوره ای با ضخامت کم گسترده است . چند کیلومتر که بگذری برکه کم عمق آب با امواج بسیار زیبا ومنظم ورفته رفته بزرگ وبزرگتر اطراف جاده را قرق کرده است . اطراف برکه هارا بیابان صاف پوشانده است . آرام آرام بیابان به پوشش گیاهی با متن شوره ای آراسته گردیده است .سه کوره دودزا از دور بیابان را آلوده کرده است که گویا کوره آجر پزی باشد. باز هم برکه ها واطراف آن سبزه های مناسب برای گله بیست تایی گاو میش ها که درصف روی حاشیه برکه در حرکتند . ایست بعدی منتهی به سه راه با ترددماشین های فراوان که بدون معطلی از آن گذشتیم . درمسیر زباله درحال دودوکمی آن سو تر معدن شن وماسه وتل بزرگی از ماسه ها خود آرائی می کرد. اینک وارد اتوبانی شدیم که در جهت غربی آن خانه های محقر وکپرهائی گلی وگاه بلوک سیمانی بر پا بود . ساعت یک وده دقیقه درمیان زمین وآسمان به رستوران وتعدادی دستشوئی محقر ونمازخانه ای خنک رسیدیم که بر فرازآن پرچم های سبز ومشکی درهیجان بودند. ناهار را عدس پلو باکشمش ، ماست ونوشابه،نان ومیوه  گرفتند ودراتوبوس توزیع نمودند.دراه هستیم وسرباز ساده ای که گویا ناظر سفراست  دراین ایستگاه پیاده شد. دشت بزرگ وگاه گاه درختان سبز وباطراوت قامت کشیده اند  وجای جای آن چند گاو به چرا مشغولند. ساعت سه بعد ازظهر امروز سه راهی انشعابی به طرف جنوب جاده درامتداد است که اطراف آن را مزارع آباد گرفته واز پل بزرگی برروی رودی زیبا ومتمایل به سبز آبی گذشتیم . همه جا سبزوسبزه وبازرسی بعدی سریع وبدون توقف از کشتزارهای بهشتی گذر کردیم ودر جاده انحرافی به سوی جنوب شرقی که به نجف منتهی می شد افتادیم .اگر رودی را که دیده ایم شعبه دجله باشد آن سوی آن بسیار آباد ودلرباست وساعت، خودرا به نزدیک  چهارکشانده است . سیلوی فلزی بسیارعظیمی در انتهای جاده درتقاطع اتوبانی قراردارد . هزاران کبوتر وقمری فوج فوج گرد آن درپرواز وبسیاری نیز روی زمین اطراف کامیون هاوتریلی های بارگیری در برچیدن دانه شتاب دارند . درمیان راه بر بلندای ستونها ودکل های برق لانه های بسیار بزرگ لک لک ها ساخته شده وبر فرازتعدادی از آن ، لک لک ها حضوردارند. ساعت پنج عصر روضه ودعای توسل ودعای ماه صفر قرائت شد . اینک ساعت پنج وسی دقیقه به سوی آفتاب می رویم . جاده عریض واطراف آن کشتزار ودرختان فراوان خرما طبیعت را آراسته اند. نزدیکی نجف کارخانه عظیم سیمان قراردارد . ودر فضائی به نظر می رسد ساختمانهای موقتی بوده که آن را خراب کرده وتنها قطعات کوچک بلوک سیمانی روی زمین به جامانده است . این گونه خرابی بعدا در مناطق دیگری هم دیده شد . ساعت شش نزدیک غروب به هتلی به نام  صفا که ازپیش تعیین شده بودواقع درکوفه رسیدیم . ساک های خودرا تحویل وبه اطاق سیصدویک هدایت شدیم . نماز وشام انجام وقرار شد ساعت یک بامداد برای زیارت حضرت علی علیه السلام به حرم نجف اشرف عازم وآن جا برای زیارت ودعا برای تحویل سال نو آماده شویم گویا ساعت سه ونیم بامداد سال تحویل خواهد شد. ساعت یک بامداد سوار بر اتوبوس وبه سوی حرم علوی روانه گشتیم . گذر از انتهای سال پر برکت یکهزاروسیصد وهشتادوپنج و ورود به سال جدید آن هم درحرم شریف وبا شکوه آشنای جن وانس وملک وآشنای به وحی وکعبه امامت برایمان  بسیار مبارک ومسرت افزا بود. این بارگاه ملکوتی که علی رغم پا فشاری دشمنان صدر اسلام وطی قرون متمادی وهم اکنون دشمنان وحی وامامت وزیارت وشفاعت ، همچنان سر به ملکوت آسمان می ساید وشب وروز از سراسر جهان زایر حقیقی وعاشق واقعی دارد . ساعت پنج بامداد نماز را به جماعت درصحن قبله گزاردیم . آن گاه با یکدیگر روبوسی مصافحه وسال نو را تبریک گفتیم وبه مساکین هدیه دادیم . لحظه تحویل را با دعای توسل ووزیارت حضرت مولا آغاز وسپری کردیم . مرقد منور شیخ مرتضی انصاری وآیت الله شفتی نیز در دوطرف در ورود وخروج قراردارد . ساعت شش بامداد روز اول فرودین همزمان با اول ربیع الاول ( بهار در بهار)به هتل برگشتیم .

هاتفی می گفت :"ای حبیب ما بیا دعوت شدی   ریزه خوار خوان این حضرت شدی " ساعت یازده  روز اول فرودین برای زیارت وبوسیدن درودیوار وضریح مطهر حضرت علی علیه السلام وادای نماز جماعت ظهردرحرم آمدیم .درمسیر، گورستان مقدس وادی السلام را که سمت راست ما بود نشان دادند وگفتند این بزرگترین گورستان بیست هزار هکتاری جهان ومحل دفن حضرت هود وصالح ومقامات حضرت صادق وامام زمان علیهما السلام است ؛که درغرب جاده نجف به  کوفه واقع است به صورت شهر بزرگی نظر هارا به خود جلب کرده است . کسانی که درآن مدفونند هر گز به جهنم نخواهند رفت .پس ازگذر از قبرستان ، هور بسیار عظیمی دیده می شود که گویند دریاچه نجف است .فعلا اجازه نمی دهند مردم ( زوار) به زیارت اهل قبور وادی السلام بروند. ساعت سه ونیم بعد از ظهر برای زیارت ونماز به مسجد سهله رفتیم . قبل ازآن برای مسجد کمیل بن زیادنخعی یمانی که ازخاصان وصاحب سر امام علی (ع)بوده اند رفتیم . زیارت کمیل را درنیمه شعبان وشب های جمعه تلاوت می کنند. مسجد دارای گنبد سبز ورنگ یشم وضریح چوبی ومتن مشبک نقره ای دارد . فروشندگان خرده پا در کنار خیابان به کسب وکار مشغولند. پس از ادای نماز وخواندن زیارت ، سوار اتوبوس برای رفتن به مسجد سهله شدیم . فضیلت مسجد سهله پس از مسجد کوفه مقام دوم را داراست . خانه حضرات ادریس ،خضر،ابراهیم ومقام حضرت حجت دراین مکان مقدس است . نماز در مسجد سهله مثل نماز در خیمه حضرت رسول الله است . پس از نماز ذکر تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها اداشد . امام صادق علیه السلام فرمودند اگر امکان داشت تمام اوقات نماز خودرا دراین مسجد اقامه می کردم . حکومت اسلامی پس از ظهور حضرت حجت درمسجد کوفه خواهد بود. از 313تن یاران حضرت حجت حدود 55نفر خانم خواهند بود. راجع به حضرتشان درسوره قصص آیه پنج آمده است .

توضیح درباره شمائی ازمسجد : اطراف حیاط مسجدرا هشتی های آجری نوساز گرفته که قسمت غرب مشتمل بر بیست عدد، هشتی گنبدی که دروسط هریک ،یک پنکه نصب است قراردارد. بیرون از فضاهای گنبد که به ردیف هم قرارگرفته است تاقهای پشت سرهم راهروی سرتاسری فضای موصوف را نه از جهت معبر ، بلکه ازجهت زیبائی درسبک معماری تشکیل  داده است لب این فضا واین راهرورا به تعداد گنبدها تاق نماهای بسیار هلالی زیبا آجری مزین کرده است . لذا اگر این تاق ها وآن سرتاسری شبیه به راهرو اصلا وجودنداشته باشد هیچ نقصی در فضای قابل استفاده بوجود نخواهد آورد .این تاق ها وآن راهرومانند برای جلوه وزیبائی بنا می باشد. 

اعمال مسجد سهله :

1-    دورکعت نماز تهیت مقام امام جعفر صادق (ع) درمیان صحن

2-    دورکعت نماز تهیت مقام حضرت ابراهیم درگوشه شمال غرب که دارای سقف زیبا می باشد .  

3-    مقام حضرت ادریس گوشه جنوب غربی

4-    مقام امام زمان که نماز ندارد فقط توضیح در باره یاران امام ونحوه ظهور از کتاب عصر ظهور . یارانی هم چون حسنی خراسانی وحارث وهاشمی ویمانی است و دشمن مهم ایشان عثمان سفیانی ازبلادشام وکشور اردن وروم واز تکریت عراق هم دشمن دارند. این مقام محل زندگی امام زمان خواهد بود .

5-    مقام حضرت خضر گوشه جنوب شرقی دورکعت نماز

6-    مقام انبیا وصالحین گوشه شمال شرقی با دورکعت نماز

7-    مقام امام زین العابدین دورکعت نماز

8-    مقام امام زمان دروسط حیاط . البته مقامات برای نمازگزاری همان 7تا می باشد وردیف چهارم فقط توضیحاتی دادند . ضمنا نماز مغرب وعشارا درمسجد سهله به امامت آقای حکیم گزاردیم

ساعت چهارونیم بامداد روز دوم فروردین برای زیارت مولی الموحدین ونماز صبح مشرف شدیم.در حرم مطهر دوست قدیم خود آقای حاجی شمس را دیدم به یاد دوران جبهه ها در خوزستان ومنطقه فاوعراق که به دست رزمندگان ایران تصرف شده بود   .ساعت شش برگشتیم وساعت هفت ونیم صبح  به مسجد کوفه اعزام شدیم . 

کوفه درسال 36هجری مرکز خلافت حضرت علی قرارگرفت .

1 -  اکنون به مسجد میثم تمارغلام خریداری شده حضرت علی از خانمی از قبیله اسد که توسط حضرت مولا آزاد شد . آرامگاه مسلم بن عقیل قسمت قبله دارای سرای سرتاسری وورودی بزرگ با درطلائی ، ضریح چهار گوش بزرگ نقره ای وحجره های بزرگ وگنبد طلا . در انتهای جنوب غربی آرامگاه ناصرالحسین یعنی مختار ابوعبیده ثقفی با ضریح کوچک چوبی است . ، هانی بن عروه دارای آرامگاه با زیرگنبد کاشی کاری کوچک وضریح استوانه ای به قطر 1.8متردورتا دور نقره ای وبالا قبه ای ومشبک وساختمان زیر گنبد دارای چهار حجره کوچک است .   ومختار ابوعبیده ثقفی هم زندانی میثم تمار بودند که بعد از شهادت امام حسین از زندان آزاد وبر علیه تشکیلات یزید بن معاویه قیام نمودند.

2 -  بعد می رسیم به منزل حضرت مولا علی بن ابیطالب . منزل کوچکی که همه آن باز سازی وبا آجر بنا شده است احساس عجیبی دست می دهد .همه گریان ونالان درپیچ خم راهروی کوچک ومقام غسل امام ومقام نشستن حسنین وچاه آب خانه می باشیم . درقسمت شرقی دار علی (خانه ) مخروبه پی های دارالاماره عبیدالله بن زیاد که به نیزار ها وباتلاق فرورفته است  برمی خوریم

3 – درشمال خانه حضرت علی آرامگاه مسلم بن عقیل سفیر باعظمت امام حسین قراردارد .ازطرفی هم گنبد آن انتهای شرق مسجد کوفه دیده می شود.

 

مسجد کوفه : در محوطه مسجد اولین ساعت دنیا ساخته ونصب شده است . جائی هم برای ساخت کشتی نوح بوده است . هزار پیامبرکه رحمت خدا برآن ها باد، دراین مسجد نماز خوانده اند.

گویند استخوان های حضرت آدم را پس از طوفان ، حضرت نوح ازکعبه آورد وخودحضرت نوح نیز در کنار استخوان های آدم وکنار حضرت علی دفن است . نماز ها ودعا به راهنمائی جوانی عرب به نام عبدالوهاب با حرارت خاصی دکلمه میشد.   

1-    مقام حضرت ابراهیم که دوتا دورکعت نماز بدون اذان واقامه  دارد . دورکعت اول مثل نماز صبح ودورکعت بعدی پس ار حمد سوره قدر خوانده می شود . این مقام درزیز سقفی چوبی ازمسجد واقع است .    

2-    مقام حضرت خضر که دارای دورکعت نماز دارد با تسبیحات حضرت زهرا .

3-    مقام قضاوت حضرت علی یا دکةالقضا که دارای سجده با دعای مخصوص است دورکعت نماز مثل نماز صبح دارد.

4-    مقام بیت التشت دارای دورکعت نماز است . داستان اختلاف بین دوزن بر سر ادعای این که هریک ادعا کردند مادر این فرزندند. حضرت خواستندطفل را به دوقسمت که مادر اصلی رضا نداد. دختری هم دارای شکم بزرگی شد مورد تهدید قتل برادران قرارگرفت . چون به علی مراجعه ایشان تشتی پر از لجن خواستند . زالوئی بزرگ از بدن دختر به درون تشت خزید .

5-    مقام معراج حضرت رسول که دورکعت نمازبه این نیت  دارد . رکعت اول پس ازحمد ، سوره ورکعت دوم پس از حمد، قل یاایهاالکافرون ... 

6-    مقام توبه حضرت آدم دارای دوتا دورکعت نماز دارد . نماز اول دورکعت که پس ازحمد سوره قدرودورکعت بعدی مثل نماز صبح است . تسبیحات اربعه  بعد ازنماز .

7-    مقام جبرائیل امین که پس ازضربت خوردن حضرت علی نازل شد دورکعت  نماز مثل نماز صبح دارد.

8-    مقام زین العابدین با دورکعت نماز مثل صبح

9-    مقام نوح نبی دوتا دورکعت نماز معمولی

10-                       مقام ضربت خوردن حضرت مولا دارای دورکعت نماز که به علت شلوغی همه را زیر سقف قسمت غربی مسجد خواندیم

11-                       مقام نافله شب حضرت مولا که دورکعت نماز داشت .

12-                       مقام امام جعفر صادق دورکعت نماز

گویند پیامبر اکرم درمعراج محل مسجد کوفه را نورانی دید .  چهار مکان مقدس است که مسافر می تواند درآن نماز خودرا کامل بخواند.خانه خدا ، مسجدالنبی ،حرم امام حسین ومسجد کوفه . وقت نماز جماعت ظهر وعصر شد درون صحن اصلی مسجد کوفه بسیار شلوغ وبیرون هم شلوغ بود . از همسرم نیر خانم جدا شدم واز بالای سر مردم که به طور فشرده نشسته بودند با احتیاط گذشتم و محراب نقره ای مشبک حضرت علی رابوسیدم وبوییدم ودرون آن ناقابلی انداختم وبر آستان مرمرینش لب وچشم وگونه وسرمالیدم . چون جا برای ادای نماز نبود سمت راست پیشنماز قرار گرفتم به طریقی که تنها مهرم را کمی عقب تر گذاشتم . این اولین نماز ظهروعصر جماعتی بود که در عمرم نزد محراب وردیف جلویا بهتر بگویم جلوترین قرارمی گرفتم .  مسجدی که درآن نماز گزاردیم ومحراب حضرت مولا درآن است نسبتا بزرگ باستون های مرمرین که کمتر از نیمی از آن توسط چوب ودرب های چوبی تا سقف به صورت شرقی غربی درآمده است . محراب در قسمت غربی مسجد برخون مقدس فرق صاحب ذوالفقار آن بنده خاص حضرت ذوالجلال قامت بسته وپس از محراب پنج ستون دیگر قراردارد. سقف مسجد چوبی وکف مرمرین وجلوی ورودی های مسجدرا تراس بسیار گسترده باز هم با سقف چوبی جنب صحن مزین کرده است . این تراس هر چهار جهت محیط کل صحن را آراسته است . درب بزرگ  بسیار زیبای چوبی که پرده ای به ضخامت فرش با رنگ یشم برآن سینه گسترده است قسمت ورودی به سرای محراب را متبرک کرده است .

منزل حضرت امام خمینی در نجف اشرف خیابان مشرف وتقریبا دویست قدمی نزدیک بارگاه حضرت مولا در نبش دومین پیچ کوچه تنگ وباریکی  به آدرس " زقاق 62- محله 206- ذی الحویش "در دوطبقه ساختمان خشت گلی بسیار قدیمی که شاید چهل سال پیش روی آن را یک ورق آجر ضخیم به رنگ بژ،نما کرده وستونهای نازک چوبی ازمیانه دیوار به طور مورب برای استقامت ونگهداری طبقه فوقانی  نصب شده است . ساختمان حالت ترک های زیاد ولا اقل درآینده ریزش نما دارد . اینک نبش قبل از آن ،ساختمان نسبتا نوسازی با عنوان مدرسه آیت الله سبزواری که در قید حیاتند بنا شده است .

ترا رسوا اگر خواهم چه گوئی  - به ماتم مبتلا سازم چه گوئی

برای رفتن به حرم امام بایستی از هتل با اتوبوس خود می رفتیم . هتل در خیابان نجف کوفه شاید به فاصله مستقیم یک کیلومتر به شرط پیاده وسواره با فاصله سه کیلومتر بود . از در هتل اتوبوس اندکی به سمت کوفه وسپس دور می زد واز میدان بزرگی که دایره بزرگی مثل پایه ای روی اجاق گازبود می گذشت وبلواری را طی وسپس به طرف میدان دوبار از دور برگردان می آمد سپس ازکنار دیوار قبرستان وادی السلام که بیست هزار هکتار مساحت دارد وبزرگترین قبرستان روی کره زمین است می گذشت وازکنار دریاچه نجف به درون خیابانی پارک وما پیاده ودم در ورودی خیابان رسیدیم . بازدیدشدیم  وحدود چهارصد قدم پیاده رفتیم تا به حریم حرم رسیدیم .   

دوم فروردین شب جمعه زیارت ، نماز جماعت ودعای کمیل در صحن مصفای حضرت عدالت گستر نصیب شد.

صحن قبله دارای سیزده حجره کاشیکاری باحجرات در طبقه فوقانی است که پنج تای ازحجرات در امتداد غرب درب قبله وهشت تای آن در امتداد شرق درب قبله واقع است .درب شرقی ورود به حرم به نام امام رضا علیه السلام است که بر بام آن گلدسته کوتاه وبا شکوهی ساعت را در برگرفته است . درقسمت شرق حرم منور نیز چهارده حجره با طبقات فوقانی خود به تساوی اطراف درب امام رضا بنا شده است .دوگلدسته مطلاویک رواق عظیم مطلا مرقد مشعشع را زینت بخش است .فاصله دو گلدسته را تراس چوبی زیبا ومرتفعی آراسته است .  کفش کن های قبله را تراس زیبائی در جهت شرق ایوان طلا (رواق )در برگرفته که بر بالای آن تراس بسیار زیبائی با نرده قوی دلربایی می کند .  قسمت شمالی حرم نیز چون جنوب دارای حجرات تحتانی – فوقانی منظمی در اطراف درب ورودی  است .   درقسمت غربی نیز چون شرقی درب بزرگ دارد .

جمعه سوم فروردین اعمال زیارت انجام وسپس نماز صبح به جماعت گزارده شد . پس ازنماز زیارت عاشورا قرائت گردید .  نمازهای جماعت درنجف به طریقی است که نماز ظهروعصر وعشا توسط پیش نماز اقامه می شود که خود نیز نماز شکسته می خواند. پیشنماز هم مسافر وایرانی است .

ساعت پنج صبح کلیدهاتحویل هتل شد . درسرسرای هتل با حاج آقا شایسته که پدرشان درقدیم درگوگد مکتب داشته ( فرمودند پسر اسماعیل آقا پلوخورهستم )ودائی که پدر زنشان هم بود به نام سید محمودی  خوش وبش وخداحافظی کردم  وساک ها تحویل اتوبوس شد . به طرف حرم برای زیارت نهائی رفتیم . با تحویل دادن کلیدبه هتل همه سرگردان وبدون اطاق ناهار صرف شد وحدود ساعت دو ونیم به سوی کربلا نالان شدیم . قسمتی از راه نجف را برگشتیم سپس وارد را ه اصلی کربلا شدیم . چند ایستگاه بازرسی را پشت سرگذاشتیم سپس ساعت چهار بعد ازظهرحاج  آقای خورشیدی مداح حنجره داوودی در اتوبوس دم گرفتند . آرام آرام نوید طلیعه خورشید بارگاه ملائک مدار حضرت قمر منیر هاشمی را دادند. ازدور دوگلدسته کاشی وسرطلائی وگنبد طلای درخشان دل ها را فروریخت .خدایا باور نمی کنم این سردار رشید کربلاکه حتی قبل از تولدم آوازه فتوت ومردانگی ورشادتش رادرگوش جانم  شنیده ام اینک بارگاهش مرافراخوانده ودردیدگانمان  تلئلؤمی کند.می دانم من چون همه بغض گلویم را گرفته ودیدگان غرق اشک وجز سلام چه دارم که هدیه کنم .درپایان مسیر ودرآخرین بازرسی موقعیت ونام هتل را مشخص کرده بودند لذا اتوبوس در نزدیک ترین جا به هتل بیرون ازخیابان مشرف به حرم نگاه داشت . چرخ های دستی فراوانی دور اتوبوس را به گونه ای اشغال کرده بود که امکان گشودن در ب حمل بارهاوجود نداشت وهیچ باربری دلش نمی خواست فرصت خودرا به دیگری بدهد . شاید 14 یا 15گاری دستی بودکه کاروان ما تنها به دو ودر نهایت سه تای آن نیاز داشت . تمام ساک ها که شاید حدود پنجاه تا می شد را دردوگاری  قراردادیم ودویست قدمی آمدیم تا به گیت بازرسی خیابان مشرف به حضرت عباس رسیدیم . بازرسی بدنی شدیم وپس از طی سیصد قدم به فندق قصرالغدیر در ده قدمی کوچه که اطراف آن مغازه ها بود رسیدیم . درهتل کلید شماره 204را به من وهمسرم نیره خانم دادند.خود ودوساک بزرگ وساک های دستی از آسانسور خودرابه اطاق رساندیم . گفته بودند مستحب است قبل از زدودن غبار سفر وبدون استحمام برای زیارت مشرف شویم . وضوئی ساخته ودسته جمعی با پرچم سفید "راهیان قبا"به سوی بارگاه منورحضرت ابوالفضل العباس جهت اجازه برای سروروامامش حضرت ابا عبدالله به صورت سینه زنی وگریه وآه حرکت نمودیم . ازصحن شوکت مدارش رخصت خواسته وبه گلزار حرم حسینی از "روضة الحرمین یا جنةالحرمین " مشرف شدیم . الله اکبر از جذبه وحرارت امام حسین (ع) دردل. الله اکبر ازجمعیت فشرده درمسیر. آوای اذان مغرب  دل را برای ادای فریضه آماده می کرد. یادکردم ازپدر ، مادر ، مادروپدربزرگ ها ، عموها وعمه ها وهمه رفتگان وخانم بزرگ واز نوردیدگان فرزندانم وخواهران وبرادران واقوام محترم ودوستان وآشنایان وهمگی کسانی که به گردن من حق تربیت وتعلیم وهدایت داشته اند . نماز مغرب وعشا به امامت آقای صدر برگزار وشکر خدای را نمودیم .سپس ازانبوه جمعیت گذشتیم ودر قسمت جنوب غربی صحن روی فرش ها جای گرفتیم . جناب خورشیدی مداح محترم اهل بیت دم مسیحائی گرفتند وزیارت وارث را قرائت وزارزار غریبانه گریستیم بر غربت خود واین که چقدر از دستورات این امام بزرگ فاصله داریم . آن امام همام هست ونیست خودرا برای حق دادومن ازسایه لطف آن کریم از آخور خلق می خورم وعمر را به بطالت می گذرانم. خدایا تو خود برما ببخشا وگرنه برصراط لنگیم ودر پرتگاه سقوط . ازقسمت کفش کن جنوب غربی درمسیر منتهی به حریم جانفزای قدوسی والهی حضرت حسین ،من سرگردان چکنم . خدایا این چه مقام ، چه رواق وچه در و چه جلال وجبروتی است .خدایا این ضریح است یا جان ، این ضریح است یا گلی ازگل های بهشت . گمانم قبل از تولد شمائی از آن را دیده ام .نمی دانم درعین زیبائی عجیب آشناست .نقشه آن قبل ازاین دررگ وقلب وخونم جاری بوده است . همه چیز دررؤیا اتفاق افتاده است واینک با چشم سر می بینم . شاید این نیزرؤیایی بیش نیست . پناه بر خدا. همه چیز ترا مجذوب می کند .وقارامام اجازه نمی داد که دستپاچه شوم . چشمانم ، گونه هایم و قلبم را که قبلا به دیوارمرمرین حریم وسپس درهای چوبی ساییده بودم ( ستون های درکه رنگ فندقی وخون رنگی داشت نمی دانم حتی درحرم ابوالفضل ، چرا مرا به یاد ساق قلم شده میدان کربلا درروز حادثه عاشورا می انداخت ) اینک به ضریح مطهر ومنور می ساییدم . حسین جان تا ابد علی اکبرت در پایین پا وعلی اصغرت روی سینه مجروح ودرهم شکسته ات ترا تسلی خواهند داد. این مظلومیت را هرگز تاریخ ویاد انسان ها فراموش نخواهد کرد همان گونه که خاطره رشادت وآرمان خواهی ونهضت احیای دینی ات را فراموش نکرده است . با یاد عزیزانم وملتمسین دعا خودرا ازضریح جدا کردم پس از زیارت ونماز به سوی پیر جوان دل مجذوب دین ، سرور ومولایم حبیب بن مظاهر که به نظرم با فاصله اندک درجهت جنوب غربی مرقد امام قراردارد ، نالان وگریان روان شدم . پس اززیارت ایشان به کمی پایین تر به معبر دالان گودال قتلگاه که مرمرین است رسیدم . نسبتا خلوت بود وامکان سر ساییدن به آستان نقره ای پنجره شیشه ای میسر بود . درودیوارراکه بوی زهرا می داد وصدای غربت زینب ووامصیبت های او به گوش می رسید می بوییدم ومی بوسیدم . آن گاه در قسمت غربی با فاصله بیست متری به زیارت مرقد منور وکوچک ابراهیم مجاب بن محمدبن جعفرصادق نائل گردیدم . دردور بعدی وزیارت ضریح حضرت ابا عبدالله وعلی اکبر سمت جنوب شرقی به زیارت هفتاد ودوتن نائل گردیدم  . بالای مرقد ایشان اسامی یکصدوبیست تن ذکر شده است که شهدای صدر اسلام نیز درآن گنجانیده شده است . زیارت نامه سایر شهدا بر پیشانی آن نوشته شده است .قرار بود به زیارت حضرت عباس برویم لکن حاجیه خانم تورا ن خسته بودند لذا به اتفاق همسرم نیر وعموحسن ساعت نه به هتل بازگشتیم .ساعت چهارونیم بامدادشنبه چهارم فروردین هشتادوشش برای زیارت حرت سیدالشهدا عازم وپس اززیارت آن گوهریگانه ، نمازصبح را به جماعت خواندیم . بارگاه ملکوتی آن مقام منیع به گونه ای ست که وقتی درحریم حایر به نماز مشغولی قبر حضرت علی اکبر را درپایین پای مبارک حضرت پدرشان می بینی . برای خواندن نمازگرچه نگاه به مهر داری ولی دلت نمی آید دیده از ضریح پرمعنای امام برداری . مگر نه این که مهرنمازنیازت ازسایه سار غبارکوی عشق آن سترگ معرفت وایثار موجوداست ؛ پس مهرت ومهرت آن ضریح معلا ومصفا به نور الله است . درصحن آن بزرگوار درقسمت جنوب حجرات کاشی کاری زیبا با متن سرمه ای به تعداد نه باب درراستای غرب وهشت باب درراستای شرق درب بسیار زیبای ورودی بناگردیده است .چون سر ستون ها از بام حجره ها هویداست گویا در نظر است درآینده حجره های فوقانی را نیز بنا کنند. بربام رفعت آسای دربزرگ ورود به صحن مناره منور ساعت با سر گلدسته طلائی ترا در نوبت بهشت می گذارد گرچه وقت صلاة ظهر با یاد لحظه شهادت ابا عبدالله در صحرای کربلا دل وجان ترا از آه جگر سوز مصیبت می گدازد . حجره های غربی نیز هجده قوس دیده آرا را درطبقه هم کف وبه همان تعدادحجره های فوقانی را که عملیات سفت کاری آن روبه اتمام است به صورت مساوی در دوطرف درب ورودی به نمایش گذاشته است . حجره های شرقی نیز به همین اوصاف . اگر مایل باشید بیائیم مبنارا درجنوب قراردهیم . دراین حالت رواق دلربای امام عزیزمان با فاصله اندکی از ستون های مرمرین قهوه ای رنگی که با قوسی ازوسط به دودسته شش ستونی تقسیم شده است پای درفرش وسر بر عرش هشته است . دوستون با فاصله اندک با سر ستون رومی خود به صورت جفت ودوستون بافاصله مناسب وسپس یک جفت ستون دیگر زیرقسمت غرب  ایوان وبه همین ترتیب زیر قسمت شرق ایوان را سرفرازانه به دوش میکشند . ابتدا ی ستون های غربی وشرقی راکشوانیه (کفشداری ) با بدنه وسقف درخور بنا به خدمت استاده اند. اگر برای زیارت از قسمت جنوبی وارد شوی ابتدا آرامگاه شیخ المجاهدین محرم حضرت حبیب بن مظاهروقسمت انحنای چپ را راهروی قتلگاه خونین مظلوم زهرا وشهید زینب وبا فاصله بیست متربه طرف غرب مرقد ابراهیم مجاب بن محمدبن جعفر صادق قداست بخشیده است . همین راه را برگردیم چون به قبر حبیب برسیم به سمت شمال که جذب می شوی در بالای سر ،ضریح مألوف حسین را می بوئی وگذر ازکنج آن ترا به قامت چونان گل شکن علی اکبر آرمیده زیر پای پدرواصغر لالائیده بر سینه بابا دیدگانت را روشن ودلت را خون می سازد. اگر به چپ متمایل شوی هفتاد ودو تن برای ابد ازشرور شیطان رهیده وخویشتن را به وادی حق سپرده اند .

ساعت چهار بعد ازظهر مارا به دیدار کف الایسر ابوالفضل یا کف ابوالفضل یعنی جای قطع شدن دست چپ عباس درقسمت جنوب شرقی فاصله با بارگاه ابوالفضل در اوایل کوچه باریک بردند. عکس دست چپ با برکت ایشان بر دیوارمقام است . درشمال شرقی در کوچه ای نیز دست راست ابوالفضل دارای مقام وتصویر آن بر دیوار منقش است .درکوچه کوچه های پرپیچ وخم به مقام تیرخوردن گلوی نازک علی اصغر برمی خوری که برآن نوشته اند مقام عبدالله الحسین . مقام حضرت علی اکبر نیز درتنگنای کوچه بر دیواری به صورت شماتیک برجسته منقوش است . چون ازقسمت بیرونی حرم ابی عبدالله بگذری با فاصله عرض خیابان که می خواهد به سمت جنوب شرقی دور بزند پلکان وساختمان بنا شده بر تل زینبیه ترا مجذوب خود می کند . روضه خوانی وسینه زنی در تمام مقامات جان آدمی را به ترنم می آورد . لحظه ای گذشت که درمیان روضه خوانی ما چهارده مرد هندی سفید جامه با کلاه سپید از قسمت مردانه وتعدادی زن هندی  ازقسمت زنانه به درون آمدند. مردان رو به سوی حرم حسینی از لب پنجره با کتابی دردست نوحه خوانی کردند وسینه زدند. زنان نیز از قسمت زنانه سینه می زدند وضجه می کردند. ساختمان تل زینبیه دارای درورودی هلالی بسیار زیبا با گنبدی زیباتر بر شانه . آخرین دیدار با گذر ازخیابان در چند ده قدمی تل زینبیه مربوط به خیمه گاه ابی عبدالله  هنگام غروب آفتاب بود . محزون ودل فکار گوش به نوحه خوانی مداح خوش صدا فرادادیم . ساختمان بازسازی ونوسازی شده وبر بام آن گنبد بزرگ وجلو واطراف گنبد وبام  ها ،گنبدهای کوچک به عنوان سنبل خیمه ها برجا استاده اند .

اگرعمری ترا نام (یاد)حسین کشت    کنون بردر زنند با زنگ یا مشت   بلند شوراهی کرب و  بلاشو  حسین را یاورست عباس وهم پشت .از شراب چشم خود مستم نما   وز تراب خشم خود پستم نما   راه نیست این ره که گویند زندگی   تومگر آن حلقه  دردستم کنی .

نمازمغرب را درحرم ابوالفضل ادا وبه زیارت آن سردار بی قرینه شتافتم .پس از جماعت حاج عباس عرب را دیدار کردم . پس از نمازواعظی می فرمودند برای زیارت ، ثروت هست لیاقت هم هست ولی یک چیز لازم است وآن دعوت است . انشاألله خدااین زیارت دل چسب وجانفزارا نصیب همه یاران کند. پس ازنماز وزیارت به سوی حرم حسینی به بوییدن وبوسیدن بارگاهش چون اشک روان شدم گرچه درمیان آن همه عشاق ودلباختگان واقعی شاید بال مگسی هم نبودم . نماز ودعا وزیارت والتماس والتجا ودامن خیس ودرطواف صورت دراشک وضوساخته حاجی شایسته هم هتلی خودرا دیدم که بغض آلود گفت انشاألله همیشه شمارا درحال زیارت ببینم وفشار جمعیت وچهره های خونبار دگر

/ 0 نظر / 93 بازدید