با گلوی خشک

24تیرماه93

روزهای داغ کار

روزهای امتداد تابش گرمای تب

روزه ای با قامت بالای فصل

ازبلندای توطاقت می برد

خشک وسخت با حلقوم خار

خس وخس بی قطره ای نم

تشنگی بیداد رافریاد 

سایه ها از آفتاب هاخشک

اندیشه درخط مذاب تابش گرمای طاقت سوز

برده تاب ازتن  ونا ازجان

کار بس سنگین

بیل ها هریک پیاپی

کیسه های داغ سیمان

بارهای ثقل ماسه

ازبالاوپایین

می برد تاب از رگ و از پی

کار باید کرد کار

 تا به چشم آید

وتا پایان روز

گوشه ای ازآن نماید رخ 

تخریب تسطیح - حمل وانتقال

باز بردوش ماسه وسیمان

سفال و گچ

پودر وخاک رس

رابیتس و میل گرد

با کندن  هیل تی

چکش وقلم وهرچه ترا بازوست

پی ریزی چیدن دیوار

ایزوگام وقیر وهم گونی

با کابلهای برق وبا لوله های  آب وفاضلاب

گچ وکاشی ونقاشی

سرویس ودروپیکر

مردمان راحت نشسته

خانه شان آباد

خانه شان کاشانه شان

سردوسلامت باد

/ 0 نظر / 5 بازدید