گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

راشدین . سفیانی ومروانی
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٦
 
خلفای اموی  : سفیانی ومروانی

  سفیانی :

1- معاویه . پس ازمولا علی کوفیان با حسن بن علی بیعت کردند. او بالشکری که ازپدر بجا مانده بود به قصد جنگ با معاویه بیرون آمد . قیس بن سعد عباده را با دوازده هزار پیش فرستاد وخود وارد مداین شد . معاویه با لشکر خود به مسکن نزدیک موصل فرود آمد. چون جنگ درکرفت ندا آمد قیس کشته شد . لشکریان فرارومردم به هم ریختند وسراپرده حسن را غارت وفرش زیر پایش را کشیدندوبا خنجری رانش را زخم زدند. درنهایت مقررشد درمنابر علی را دشنام ندهند وموجودی بیت المال کوفه هرچه هست مال امام حسن باشدوخراج دارابگرد به او تعلق گیرد. امام با اهل بیت وارد مدینه ومعاویه در41هجری واردکوفه شد. قیس ین سعد هنچنان مبارزه کرد تا این که معاویه مجبورشد با اوصلح جداگانه نماید.معاویه همیشه خونخواهی عثمان را یهانه قرارمی داد ومردم را به آن می فریفت.حجربن عدی درعراق که مهد تشیع بود بر دشنام بر ابوتراب علی درمنابر اعتراض شدیدی به معاویه داشت . معاویه به زیاد دستور اوویاران دیگرش را به زنجیر کند وبه شام بفرستد. معاویه آنان رادر سال 53 به وضع عجیبی کشت که این عمل  مورد نفرت مردم واقع شد. معاویه همه را جز پنج نفر مطیع ساخت :  امام حسین   عبدالله بن عباس  عبدالله بن عمر عبدالله بن زبیر  عبدالرحمن بن ابوبکر. معاویه درسال 60هجری مرد.  گویند عبدالله زبیر مزرعه ای داشت مجاور ملک معاویه به معاویه نوشت اگر بندگانت را ازتجاوز بازنداری من دانم وتو معاویه پسر خود یزید را مورد مشورت قرارداد یزید گفت سپاهی بفرست اورا تنبیه وسرشرا برایت بیاورند. معاویه نوشت: نامه ات را خواندم  مرا خوش نیامدولی بخدا سوگند من ترا ناخشنو نمی کنم . درنظرمن دنیا درقبال رضایت تو ناچیز است زمین وبندگان مرا به زمین ویندگان خود ضمیمه کن والسلام

2-                 یزید: معاویه دید پس ازمرگش کسی یزید را قبول ندارد پس اورا ولیعهد خودکرد.اولین کار یزید تعقیب پنج نفری بود که با پدرش معاویه بیعت نکرده بودند.به والی مدینه دستور داد به آنان بپیچدوازآمان بیعت بگیرد. خصوصا از عبدالله زبیر وامام حسین که هردو ازفشار والی به مکه پناه بردند.کوفیان به حسین نامه نوشتند که با او بیعت خواهند کرد.امام حسین نیز مسلم بن عقیل پسر عموی خودرا برای هموارکردن صحنه به کوفه فرستاد .امیر کوفه نعمان بن بشیر ازخونریزی امتناع داشت . یزید اورا برکنار وبه راهنمایی سرجون مسیحی  امارت کوفه را به  عبیدالله زیادوالی بصره سپرد. او به طرزفجیعی مسلم ویاران اندکشرا شهید کرد.نامه اهل کوفه که به  امام رسید با اهل وعیال وجمعی ازآل علی ازمکه به قصد کوفه بیرون شد که درمیان راه عبیدالله حربن یزیدریاحی تمیمی با عده ای راه را بر حسین بستند. عمربن سعد وقاص با لشکری گران ازپی حر آمد تاچنانچه تسامح کرد خود وارد کارزارشود. فرزدق به امام حسینن گفته بود: قلب مردم باشماست ولی شمشیرهاشان علیه تو وبا دشمن است . حسین چون ازنفاق اهل کوفه وشهادت مسلم خبر شد به دشمن پیشنهاد برگشتن خودراداد که دشمن نپذیرفت وبا القاآت شمر ذی الجوشن درواقعه غم انگیز کربات درحالی که آبرا براو واهل وعیال ویارانش بسته بودند دردهم محرم 61 هجری مطابق دهم اکتبر 680 میلادی با لب عطشان شهیدشد. عبدالله زبیر همچنان در حرم کعبه پناهنده بود وبرای خلافت خود زمینه سازی می کرد . به دستور یزید والی مدینه بنام عمروبن سعید لشکری به فرماندهی عمروبن زبیر برادرعبدالله که باهم دشمنی داشتند  به مکه فرستاد که اورا گرفته  زندان کردند.عبدالله بن حنظله انصاری ( حنظله غسیل الملایکه صحابی معروف حضرت رسول) ازطرف مردم به ریاست مدینه انتخاب شد. او به تعقیب اموی ها پرداخت . که درمحله مروان حکم مجتمع وحصاری شدند.یزید ازشام لشکری به فرماندهی مسلم بن عقبه مری فرستاد ومدنی ها حصاری وخندق زمان پیامبررا دوباره ساختند شامی ها خندق را دورزدند وازپشت سر باخیانت طایفه بنی حارثه وارد شهر شدند ومدافعین را ازسرراه برداشتند ودر26ذی حجه 63هجری عبدالله ین حنظله را کشتند. شامی ها مدینه را قتل عام وغارت کردند. مسلم بن عقبه مری را ه مکه راگشود  لکن پیش ازرسیدن به آن جا مرد. حصین بن نمیر سردار لشکر شد ومکه را محاصره کرد که خانه خدارا گویند به دستوریزیدبه آتش کشیدند. دراین اثنا درسال 64هجری خبر آوردند که  یزید مرد.

3-     معاویة بن یزید که پس ازمرگ پدرش به عنوان معاویه دوم به خلافت نشست ولی چهل روز بعد مرگ اوفرارسید تا آرزوهای دور ودراز معاویه اول به گوررود.اکنون سلسله مروانی از بنی امیه .

 مروان حکم  پس از بیعتت مردم بقیه شام رانیز گرفت .دربازگشت از مصر  خالدبن یزید را ازولیعهدی معزول ودو پسر خود عبدالملک و عبدالعزیز را به ترتیب جانشین خودکرد.فاخته مادر خالد فعلا زن مروان بود. مروان چون سایر خلفای اموی با شیعه علی سخت می گرفت وآنان رابه هلاکت می رساند . خالد شکایت برمادر برد مادرهم به کنیزان دستور داد همگی با بالش دردهان اورا خفه کنند ویا این که زهردادوهلاک شد. عبدالملک پس ازمرگ پدر  به جایش نشست . پس ازیزید عده ای ازشیعیان به ریاست سلیمان صرد خزاعی به خونخواهی حسین بر خاستند وبا سپاه مروان جنگید و عبیدالله زیاد برآنان غلبه وسلیمان راکشت. مختار ابوعبیده ثقفی شیعه را جمع آورد وبه امامت محمد حنفیه پسر امام علی درکوفه درسال 66خروج کردوعامل بن زبیر را بیرون کرد وازقاتلان کربلا  هرکه رایافت ازدم تیغ گذراندوکوفه تا موصل را تصرف کرد. عبیدالله زیاد ازشام مأ مور دفع اوشد لکن شکست خورد وکشته شد وسرش را به کوفه فرستادندوازآن جا به مدینه نزد بنی هاشم . مصعب ازمکه به امر زبیر به مختار حمله کرد واورا کشت وبصره به تصرف ابن زبیر درآمد . عبدالملک مردم را ازرفتن به حج منع می کرد. هرکس به مکه می رفت ابن زبیر اوراوادار به بیعت می کرد. این کار بر مردم گران آمد وآه وفغان کردندعبدالملک  حدیثی نقل کرد ه پیامبر گفته : بیت المقدس چون مسجدالحرام است وسنگی مه پیامبر بر آن پای نهاده چون سنگ حجرالاسود است . پس بر آن سنگ قبه اس ساخت وچون کعبه بر آن  پرده آویزان وبرآن خدمه گماشت ومردم را به طواف آن وادارکرد . یعقوبی گوید: این رسم درتمام مدت بنی امیه بر قراربوده است . عبدالملک حجاج بن یوسف ثقفی را به مکه به جنگ با عبدالله زبیر فرستاد  حجاج دراول ذی قعده سال هفتاد ودو مکه رامحاصره وشهر وخانه کعبه رابه ضرب سنگ منجنیق خراب کرد. دراین موقع سال 73عبدالله به میدان آمده کشته شد جسدش ر به دار آویختند.عبدالملک به پاس این خدمات  کوفه را به حجاج داد . حجاج خونخوار به قتل شیعسان دست یازید وحتی کمیل بن زیاد میثم تمار یحی ین ام طویل یار امام سجاد  رشیدهجری  وقنبر غلام علی را شهید کرد. حجاج درمدت بیست سال تمام ممالک اسلامی  رادردهشت ووحشت گذاشت . گویند درمدت عمر یکصدو بیست هزار نفرراکشت ودرهنگام مرگش بیش از پنجاه هزار زندانی بودند . درزمان حیات هم شانزده هزار زن ومرد گرسنه وسرما وگرما دربدترین شرایط شکنجه جان دادند. حجاج مدینه واسط را ساخت درهنگام مرگ از منجم خود پرسید آیا درعلم خود می بینی که پادشاهی بمیرد ؟ گفت آری لیکن تونباشی چون وی را کلیب گویند . حجاج گفت بخدا سوگند که من همانن باشم چون مادرم مرا کلیب نامید. گویند درپایان عمر به مرض آکله مرد . وقتی طبیب آمد پاره ای گوشت بر ریسمانی بست ودرگلوی او فروبرد پس ازدوساعت آن را بیرون آورد کرم های فراوان دورآن جمع شده بود. خداوند رحمان زمهریر وسرمارا براو غالب کرد چون دو منقل آتش می گذاشتند وپوست او می سوخت بازهم اورا خبر نبود. حجاج ازبیماری خود به حسن بصری شکابت کرد . حسن گفت ترا ازآزار مردمان نیکوکار ومردم مظلوم منع کرده بودم تو برآن اصرارکردی . حجاج گفت از تو نخواستم شفای مرا ازخدا خواهی بخواه مرگم را زودتر برساند. گویند چون سعیدبن جبیررابه قتل رسانده بود هرشب به خواب اومی آمدومی گفت ای دشمن خدا چرا مراکشتی وتا گاه مرگ به این رؤ یا معذب بود.حجاج در 95هجری هلاک شد.  عبدالملک در سال 86مرد وپسرش ولید جانشین اوشد.ولید دردمشق کلیسای یوحنا را مسجد کرد که به مسجد اموی معروف است. بعد ازولید برادرش سلیمان به خلافت رسید . کار مفید ولید این بود که عمربن عبدالعزیز صالح ترین رجال بنی امیه را ولیعهد خود کرد. عمرعبدالعزیز درسال 99به خلافت رسید وکارهای نیک انجام داد او برای دلجویی بنی فاطمه  فدک را به آنان واگذاردودشنام به علی را جدا غدغن کرد.او پس از دوسال وپنج ماه خلافت درسال101درگذشت . جانشین او مطابق وصیت سلیمان  یزیدبن عبدالملک بود که عمر خودرا به لهو ولعب  گذراند پس از مرگ معشوقه خود بنام حبابه ازشدت غم درشعبان 105تلف شد. هشام ین عبدالملک پس از یزید بن عبدالملک خلافت را گرفت او مردی پست ومال دوست بود اونیز در ربیع ثانی سال 125درگذشت .درزمان هشام به سال 117 امام محمد باقر وفات یافت . ولیدبن یزیدبن عبدالملک ( ولیددوم ) مطابق وصیت پدرش جانشین هشام شد. ولید شرابخوارعیاش واهل بزم وشکار ومصاحب ندیم وسگ ومطرب بود وآن چنان سفاک بود که حتی برخویشان اموی خود رحم نکرد دو پسر هشام بنام ابراهیم  ومحمد را آن چنان عذاب کرد که ازشدت آن مردند. دوپسر خود حکم وعثمان را ولی عهد کرد . ولید شرابخواردرجمادی ثانی 126 درحالی که چون عثمان قرآنی دردست داشت دراطاق عقبی قصر خود به دست یزیدبن ولیدبن عبدالملک ( یزید سوم ) دردمشق کشته شد. مادر این یزید به نام شاه آفرید  شاهزاده ایرانی بود. یزید ابراهیم بن ولید برادرخودرا ولیعهد کرد . مروان بن محمد معروف به مروان حمار ازشعیه دیگر مروانی ولایت ارمنستان را داشت که سر به مخالفت گذاشت وخون خواهی ولید رابهانه کرد لکن یزیدبن ولید اورا راضی وازاوبرای خودبیعت گرفت.با ستمی که مروانیان کرده بودند خوارج درعراق ودعات بنی عیاس  واعراب با تعصب قوی درخراسان قیام کردند . روزگار یزید بن ولید هم طولی نکشید وطومارعمرش پس از شش ماه خلافت در ذی حجه 126درهم پیچید.مروان حمار به محض خبر مرگ یزید بن ولید با اطرافیان وارد دمشق شد.مروانبه محض خبر مرگ یزید با اطرافیان وارد دمشق شد به عنوان این که ابراهیم را خلع کند ودوپسرولید سوم را که دردمشق زندان و ولیعهد پدر بودند را به خلافت نشاند . اعراب بنی قیس به او پیوستند قبل ازاقدام مروان کسان ابراهیم آن دوتن را کشتند.مروان حکم  در26صفر127ازمردم بیعت گرفت . هواداران او جسد ابراهیم را ازخاک بیرون کشیدندوبه دار آویختند مروان به حران بازگشت وآن جارا پایتخت کرد.عبدالله معاویه درعراق خروج کرد که پس از هجوم والی یزیدبن ولید به ایران گریخت  وبه کمک ایرانیان جایگاهی یافت . یک نفر ازخوارج به نام ضحاک بن قیس شیبانی کوفه را محاصره وسپس مدینه واسط را گرفت درشوال 127 ضحاک کوفه را پایتخت ونخستین باری بود که خوارج روی کار آمدند . ضحاک با لشکر خود به قصد مقابله با عبدالله بن مروان به موصل آمد عبدالله در نصیبین حصاری شد ولی شکست خورد.جنبش ابومسلم سردار خراسانی به خلافت امویان پایان داد .ازین پس بنی امیه را هرجا می یافتند می کشتند باروی شهر دمشق راویران وقبور خلفای بنی امیه را شکافته واستخوان های آنان را سوزاندند.       

 

ابوبکر بن ابی قحافه : نسب ابوبکر به پشت هفتم ازسوی پدرمادر به نسب رسول خدا می رسد . نام ابوبکر درجافلی عبدالعزٌی یا عبداللات بود که پس از اسلام به عبدالله موسوم گشت . شب هجرت یار غار در غارثور بود . همه مال را به جز کسا که با خلال دهن خود در پیوسته بود در راه خدا داد ازین روبه او ذی الخلال هم گویند. دوسال وسه ماه وسیزده روز خلافت ودر 2جمادی الاخر سال 13هجرت در شصت وسه سالگی ! وفات کرد .درتقسیم مال وغنایم چون رسول خدا به مشاوات عمل میکرد. پسرانش عبدالله  محمد وعبدالرحمن ودخترانش  عایشه   ان کلثوم واسماء بود. درزمان او به سرداری خالد بن ولید  دراجادین ناحیه ای درفلسطین لشکرروم را شکست داد . درپایان عمر زیدبن ثابت را به گردآوری قرآن برگماشت .

عمربن خطاب بن نفیل قرشی عدوی مکنی به ابوحفص. اولین کسی است که دراسلام ازطرف یارانش لقب امیرالمؤمنین گرفت . گویند ابتدا عبدالله بن جحش به اواین لقب را داد . شاید هم عمرو عاص یا مغیره این لقب را به او داده است . چهل سال پیش از هجرت به دنیا آمد پنج سال پیش ازهجرت اسلام آورد . روز درگذشت ابوبکر در سیزده ازهجرت به خلافت رسید.درزمان او شام  عراق  قدس مداین مصر الجزایر به دست اسلام فتح شد.پیغمبر به او لقب فاروق با کنیه ابوحفص داد.در 23قمری به دست فیروز غلام مغیرةبن شعبه که عرب به او ابو لؤلؤ گوید کشته شد. گویند فیروز ازدست ارباب خود به عمر شکایت برد عمر اهمیتی نداد لذا فیروز ازبیم جان خود اورا کشت . سردار لشکر اسلام درسال 14هجری در نهاوند که به "فتح الفتوح " معروف شد شخصی به نام نعمان بن مقرن بود. ودر قادسیه نزدیک کوفه به سرداری سعدبن ابی وقاص با هفت هزار تن یزدگرد سوم شهریار ایرانی رابه سرداری " رستم فرخزاد" شکست دادودر ایوانن کسری رفت وهمه را به یغما برد.به نصیحت علی(ع) عمردرمدینه ماند زیرا امکان این که دراین جنگ به قتل برسد زیادبود که باقتل عمر شیرازه سپاه ازهم می گسیخت .

عثمان بن عفان ابی العاص بن امیه ملقب به ذوالنورین چهل وهفت سال قبل ازهجرت درمکه متولد شد. اندکس پس از بعثت اسلام آورد. مردی سرمایه دار وازاشراف مکه بود ونیمی ازسپاه جیش العسرة را با سیصدشتر وهزاردینار مجهزکرد.  والیان عمررا تا یک سال جابه جانکرد . سپس برکنار وخویشان خودرا جای آنان گمارد.لکن جرأت نکرد به معاویه دست بزند . ازین بابت مردم اوراملامت کردند . درپایان عمر خلیفه مردم کوفه ومصردر مدینه با مردم آن جا هم پیمان وپس از محاصره چهل روزه خانه عثمان درصبح عید اضحی سال 35هجری اورا کشتند.زمان او قفقاز ارمنیه  خراسان  کرمان سجستان  افریقا  وقبرس به تصرف اسلام درآمد . قرآنی که درزمان ابوبکر تهیه شده بود انتخاب وبقیه قرآن هارا سوزاندند . مسجد الحرام ومسجد پیامبر دراین زمان گسترش وعثمان در نمازعید  خطبه را برنمازمقدم می داشت .