گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

بنی هاشم تا علی (ع)
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٦
 

دراین خصوص سخنی پیرامون بنی هاشم داریم . هاشم به معنی خرد کننده نان برای قوم خود؛  زیرا درخشکسالی وزمان قحط شخصی بنام عمرو چنین کرد واورا هاشم ملقب کردند . عمرو یا همان هاشم  با زنی از طایفه نجار در مدینه ازدواج کرد وفرزندی به نام شیبه آورد که درمدینه ماند.  هاشم درسفری به غزه درفلسطین درگذشت .  هاشم با عبدالشمس و نوفل ومطلب با هم برادر بودند. هاشم با دولت روم  ،عبدالشمس با پادشاه حبشه ، نوفل با پادشاه ایران ومطلب با پادشاه یمن روابط تجاری داشتند .ازاین راه تجارت قریش به دست پسران عبدمناف منظم گردید.  پس از هاشم برادرش مطلب متصدی مناصب موروثی نگهداری کعبه شد. او ازوجود برادر زاده ای به نام شیبه  درمدینه اطلاع یافت رفت واورا با خود به مکه آورد. پرسیدند این شخص کیست گفت این بنده من است ؛لذا اورا عبدالمطلب گفتند. عبدالمطلب از مردان بزرگ قریش وپس  ازعمو ی خود بنام نوفل ،مناصب موروثی را عهده دارشد. او با عمویش نوفل بر سر زمین به اختلاف آمد که نوفل به ناچار زمین را واگذارد ورفت وبا بنی عبدشمس بر علیه هاشم هم سوگند شد. ازابتدا  مناف وعبدالدار وپسران قصی باهم مرافعه داشتند که برای رفع دعوا کاسه ای را ازعطر پر کردند وکنار خانه خدا گذاشتند . به عنوان هم پیمانی دست درکاسه عطر فروبردندودیوار کعبه را مسح نمودندکه این پیمان به حلف عبدالمطلبین معروف وجنگ واقع نشد .عبدالمطلب که ازهرجهت ازلحاظ مال ومقام پیش افتاده بود هشت سال پس ازواقعه فیل درگذشت . پس ازاو نفوذ به دست بنی امیه افتاد.

گرچه ابوسفیان مخالف محمد بود لکن بی میل نبود که پس ازرحلت ایشان خلافت همراه علی که ازهمه سزاوارتراست باشد تاخلافت  دربنی هاشم بماند . زیرا پیامبرمانند او ازخاندان عبد مناف بود. پیش بینی می کرد که با ابو بکر خلافت به سوی بنی تمیم وبا عمر خلافت به بنی عدی خواهد رسید .عباس پس از رحلت پیامبر دست بیعت یه سوی علی برد وابوسفیان نیز ؛لکن علی گفت با این بیعت درمسلمین فتنه می افتد.نفوذ بنی امیه اززمان عثمان شروع شد. عثمان دردوران جاهلی از بازرگانان ومالداران زمان بود درزمان خلافت نیز بازرگانی وتنعم را رها نکرد . وقتی زهد عمررا به رخش می کشیدند می گفت خدا عمررا رحمت کند من طاقت اورا ندارم . من مال دارم ومی خواهم غذای نرم بخورم وبه اطرافیانم که عیالوار ومستمندندبرسم . پیامبر هم به فامیل خود می رسید. حکم بن عاص اموی وپسرش مروان درزمان پیامبر چون جاسوس برای دشمن ومنافقین بودند ملعون خوانده شدند. پیامبر آن دورا ازمدینه تبعید کرد . درزمان ابوبکر وعمر نیزدرتبعید بودندلکن همین که عثمان به خلافت رسید آن دورا آزاد کرد ومروان را مشیر ومحرم خودنمود،حتی خمس غنایم مصررا به اوبخشید. عمر اعتقاد داشت اگر خلافت ونبوت درخاندان هاشم باشد بر سایر قریش تکبر خواهند کرد . خلافت اول ودوم به دو خاندان کوچک قریش (  تمیم = ابوبکر  و  عدی =عمر) رسیدگرچه ابوسفیان هنوزهم نفوذ وحشمت داشت . معاویه می گفت قریش در حسب ونسب  وجاه ومردانگی ازهمه عرب برترند چه درجاهلیت وچه دراسلام عزیز خداوندبودند.