گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

تاریخ حج
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٦
 
حج

قبل ازظهور اسلام نیز حج جریان داشته است وکسانی که خودرا ازاعقاب فرزندان ابراهیم می دانستند می گفتند هیچیک از قبایل عرب قدر ومنزلت ماراندارند پس ما نباید چیزی از حْل(خارج ازحرم ) را مانند حمس ( داخل وخود حرم ) احترام وتعظیم کنیم وگرنه عرب مارا خفیف می شمارد. ازاین رو وقوف به عرفه را که ازمشاعر حج ابراهیمی ست ترک وگفتند این ازوظیفه اهل حل است .ما که اهل حمس هستیم نباید ازحرم بیرون حرم را احترام کنیم . عرب جاهلی تلبیه داشت ومی گفت لبیک اللهم لبیک لاشریک الا شریک هو لک تملکه وما ملک . درابتدا درمواقف وقوف داشته وهدی ورمی جمرات نیز داشته وچون احرام می بسته قلاده ای ازطناب موئین به  گردن خود یا شتر خود می کرده ودرتمام شرایط در امان بوده است . ابن عباس گوید: عرب جاهلی به حال برهنه خانه را طواف میکرد . زنان درشب ومردان درروز وچون به مسجد منا می رفتند جامه ازتن بیرون وبه مسجد می رفتند. درآن زمان نیز رمی جمرات بوده . چون ابراهیم اسماعیل را به ذبح آماده می کردشیطان اورا ازاین کار نهی که ابراهیم به سوی او سنگ ها پرتاب کرد ( جمره اولی یا اول ) . شیطان نزد هاجر رفت وعمل ابراهیم را تقبیح کرد هاجر بر اوسنگ پرتاب کرد (جمره وسطی یا دوم) ودرنهایت شیطان سوی اسماعیل رفت وعمل پدررا تقبیح کرد اسماعیل نیز به اوسنگ پرت کرد (جمره عقبی یا سوم) . احرام میان یهود وعرب جاهلی بوده ویهود درمعابد خود ازپوشش نا دوخته استفاده می کردند . اکنون با انداختن ردا بر کتف اکتفا ورزیده وآن را یلییت یا تسیسوت می نامند . 

کازرونی در المنتقی  به نقل ازمجلسی گوید درسال پنجم هجرت احکامی تشریع شد. فریضه حج نزول یافت

 .  پیغمبر بدون هیچ مانعی آن را به تأخیر انداخت . درسال هفتم به قصد قضای عمره ازمدینه خارج شد ولی حج نگزارد. درسال هشتم مکه را گشود ودرسال نهم حاجی ها (حاج) را به امارت ابوبکر به مکه فرستاد ودر سال دهم خود به مکه مشرف شدند.درتفسیر صافی  دروجوب حج بین مسلمانان اختلاف نیست لکن درعمره هست . درمذهب شیعه اثناعشری وشافعی بر قول حدیث سفیان ثوری عمره واجب است  که قومی آن را سنت دانسته اند که آن مذهب اهل عراق است . عمره به مذهب مالک وابو حنیفه سنت مؤکدست وپیش دیگران فریضه است . مطابق عقیده شیعه شرط وجوب جح : 1- بلوغ 2- عقل 3- حریت 4- استطاعت  5- صحت بدن 6- امنیت راه  7- وقت کافی برای رسیدن به مناسک

انواع حج :  حج تمتع  حج قران  وحج افراد. تمتع برکسی واجب است که منزلش ازمکه بیش از شانزده فرسخ شرعی باشد. حج قران( گفته اند قران یعنی قربانی را از مقصد باخودهمراه بردن ) وافراد (به کسر الف )به شخصی واجب می شود که اهل مکه یا منزلش کم از شانزده فرسخ باشد . اول کار حج ،احرام عمره می باشد ازمیقات  ومیقات مکانی است که پیغمبر قرارداده که حاجیان ازآن احرام ببندندکه پنج موضع است( ذی الحلیفه نزذیک جده شجره در مسیر مدینه تنعیم نزدیک مکه جحفه یلملم و...)  . احرام بستن قبل ازمیقات صحیح نیست . وگذرحاجیان بدون احرام ازمیقات حرام است .

افعال حج تمتع 18فقره است : 1- احرام عمره بستن  2- طواف خانه کعبه  3- دورکعت نمازطواف 4- سعی بین صفا ومروه  5- تقصیر یعنی کمی ازمو یا ناخن کوتاه کردن 6- احرام حج بستن 7- وقوف درعرفات  8- وقوف درمشعر 9- رمی جمره ی عقبه به هفت سنگریزه  10- قربانی کردن  11- سرتراشیدن یاتقصیر کردن 12- طواف زیارت کردن  13- دورکعت نماز طواف گزاردن  14- سعی بین صفا ومروه  15- طواف نسا 16- دورکعت نماز طواف نسا 17- سه شب ،ایام تشریق (11و12و13ذیحجه) درمنا ماندن  18- درهریک ازایام تشریق (گویادردوروزکفایت دارد)هریک از جمرات ثلاثه را به هفت سنگ ریزه زدن . البته آداب دیگری هم هست که سنت است وواجب نیست که دراین موارد به فتاوای مراجع تقلید مراجعه می شود.

حج به تعبیر صوفی : 1- قصد کوی دوست کردن وآن حج عوام است  یعنی خانه خلیل 2- میل روی دوست کردن وآن حج خواص یعنی حرم جلیل که انشاالله کعبه ی دل را باید ونه کعبه ی گل را

درگذشته مشقت راه، گرسنگی ،تشنگی، مرض وراهزن وطوایف قرمطیان حج را ناامن کرده بود به طوری که هارون الرشید با توشه وسپاه توانست به این سفر پرمخاطره برود . حکومت بغداد مجبور بود برای امنیت راه سالی صدهزارسکه طلا به عنوان حق عبور به راهزنان بدهد. عده ای از مسلمانان ازبیم جان به زیارت بیت المقدس ودیدار مقابر ومزارهای محلی دیگر قناعت می کردند. متوکل خلیفه عیاسی 747-861میلادی درقصر خود در سامره درکنار دجله کعبه ای ازمینیاتور بنا وبر آن  قربانی ها کرد. با این حال عده کثیری ازمسلمانان به عشق دیدار مکه درین راه پر خطر قدم می نهادند. کاروان بزرگ زیارتی بغداد گاه با ده ها هزار زوار با ساز وبرگ  شبیه سفر جنگی به حرکت می افتاد .درطول راه ازبغداد ، کوفه،  نجف ، قادسیه،  فرات وصحرای عربستان  نجد ومرتفعات حجاز به مدینه وسپس به مکه سرزمین وحی می رسیدند . این راه را "زبیده" زن هارون الرشید،  برای اتصال به بغداد ساخت وبرای ساخت آن سه میلیون سکه طلا خرج شد که مکرر تعمیر می شد . عضدالدوله دیلمی ونظام الملک بیشتر در تعمیر آن کوشیدند.ابن جبیر گوید: "شاهزادگان وزنان حرمسرا با چه جلال وشکوهی درجلو وتجار ومال داران به دنبال وسپس مردم عوام  درراه بودند".درجلد سوم تاریخ راوندی نقل شده :  درسال 1004میلادی زوار ارفرط عطش کف دست خود ادرار می کردند ومی نوشیدند در 1011درطول صحرایک لیوان آب 200سکه نقره بوده است ودر 1012قرمطی ها آب انبار های مسیررا خراب کردند و85هزار نفر به هلاکت رسیدند.درسال  1014 بیست هزارجان سپردند وشش هزار با نوشیدن ادرار شاید جان سالم بردند. در960 تمام زوار مصری دردره تنگی درحال استراحت توسط سیل ناگهانی به دریای احمر ریخته و غرق شدند. 

 

"حرا " کوهی است سنگی وخشک درسه کیلومتری شمال شرقی مکه بربالای آن غارهایی هست که حنفیان قدیم درتنهایی خیال انگیز در آن جا معتکف وبه تأمل وتفکر می پرداختند.رسول خدا نیز گاهی با رغبت به تنهایی ودوری ازغوغای زندگی درآن جا بسرمی برد و به عبادت مشغول می شد. گاه ازبامداد می رفت وشب هنگام بازمی گشت . یک روزغروب درسال 610میلادی به خانه برنگشت . خدیجه همسر باوفای او کسی رادنبال اوفرستاد پس ازاندکی خود پیامبر درآستانه درهویداشد. پریده رنگ ولرزان که مرا بپوشانید . چون اورا پوشاندندپس ازلحظه ای حالش جا آمد وماجرارا برای خدیجه نقل کرد . محدثان بزرگی چون مسلم بخاری ، ابن عبدالبر،  ابوداودطیاسی ، نوبری ، ابن سیدالناس  واحمدبن حنبل ازقول عایشه همسر پیامبر گفته اند: درغارحرا غروب یک روز ملکی بر او ظاهر می شود ومی گوید : اقرأ(بخوان ) محمد می گوید : ماانا بقارءٍ( نمی توانم بخوانم ) فرشته اورا فرو می پیچد وباز تکرارمی کند  وازمحمد انکار که نمی توانم بخوانم . باز اورافرومی پیچد به نحوی که دوباره بی حال می شود وباردیگر ملک می گوید بخوان : اقرأ.... پس ازآن فرشته ناپدید شد که حضرت بخود آمده راهی خانه می شود. به خدیجه می گوید بر جان خود بیمناک شدم وخدیجه می گوید تو ازمستمندان دستگیری ومهمان نوازی می کنی وبا خویشان مهربانی وآسیب دیدگان را کمک می رسانی لذا خدابه تو عنایت خاص دارد. پس از آرامش محمد(ص) ،خدیجه به خانه ی "ورقة بن نوفل" (کاهن معروف) که ازبت پرستان بیزار بوده ومحمد را به تأ ملات روحی ترغیب می کرده  می رود . ورقه می گوید بعید نیست محمد به هدایت قوم خود مأمورشده باشد.پس ازاین به غارحرا رفت ولی نه فرشته ای نه رؤیایی ونه ندایی ونه خبری . مشهوراست این بی خبری ( انقطاع وحی ) سه روز یاسه هفته وبه روایتی سه سال به طول انجامید تا سوره ء مدثر نازل شد . جابربن عبدالله گوید: پیغمبر گفت درحرامجاوربودم پس ازختم جوارفرودآمدم به وادی که رسیدم ندایی شنیدم وازچپ وراست وپیش وپس نگریستم چیزی ندیدم . به بالای سر نگاه کردم اورا دیدم که بر کرسی میان آسمان وزمین نشسته است ازدیدن او تکانی خوردم وبه نزد خدیجه شتافتم  وگفتم مرا بپوشان وبر من آب بیفشان. پس این سوره نازل شد : یا ایهاالمدثر قم فانذر. بعثت درسی وهفت  یا چهل یا چهل ویک سالگی عمر شریف ایشان رخ داده است . وحی کلام خداوند است که به پیامبر نازل می شود . گرچه کلام نوشته پیغام یا اشاره را نیزگویند. ( تاریخ اسلام دکتر فیاض )