گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

شهادت امام علی
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٦
 
شهادت امام  علی علیه السلام

ابتدا جنگ صفین : ماه صفر 37هجری بین معاویه وامام علی

معاویه ازطرف عمر به حکومت شام رسید وچون سیاست داشت ودر مقابل دولت روم مقاومت کرده بود لذا عمر با این که همه حکام را جا بجا می کرد اورا کاری نداشت. درزمان خلافت عثمان نیز بنا به خویشی که باویداشت اورادر پست خود ابقاکرد. عثمان هروقت ازکسی ناراضی می شد اورابرای تهدید به شام نزد معاویه  می فرستاد تازیر فشارقرارگیرد. ابوذرراهم فرستاد لکن چون ازصحابه بود معاویه  نتوانست کاری ازپیش ببرد لذا عثمان اورا به رمله یا ربذه  خشک وبی آب وعلف تبعید کرد تا رحلت نمود.معویه درزمان عثمان به اوتعارف می کرد که هرزمان با  مشکلی مواجه شدی درخدمتم لکن وقتی مردم شورش واقعی کر دند عثمان  هرچه التماس کرد لشکریانش را به یاری او نفرستاد حتی ازطریق عمروعاص نیز مردمرا برعلیه عثمان تحریک می کرد.چون جنگ جمل به تدبیر عایشه همسر  پیامبر بر پاشد وطلحه وزبیر ازسران اسلام نیز همداستان بر علیه علی شدند . معاویه هم مردم شام رابر علیه علی شورانید وبه عایشه وطلحه وزبیر اطلاع داد شما عراق را ازچنگ علی درآورید تا من برسم وکاررایکسره کنم . وقتی معاویه احساس کرد که علی درتدارک سفر به شام وخلع او ازمسند قدرت است سپاه شام را  به سوی صفین روان کرد . خود نیز قبل ازعلی به کنار فرات خیمه زد وسراسر فرات را اشغال کرد . زمانی که سپاه تشنه علی رسید بی آب ماند . علی پیام داد که بگذارلشکر ما از آب استفاده کند لکن معاویه توجه نکرد عمروعاص به معاویه گفت علی کسی نیست که بتوان اورا ازآب محروم کرد بهتر است قسمتی ازشریعه فرات را برای لشکر اوبازبگذاری معاویه مخالفت کرد . دراین حال جنگ سختی درگرفت وعلی معاویه را ازفرات راند وبر آب دست انداخت لیکن اجازه داد لشکریان معاویه ازآب استفاده کنند. جنگ دوبارشروع وبه ابتکار علی برای این که ازدوطرف کمتر کشته  وشاید سپاه معاویه بیدار شوند روزها با جنگ تن به تن پشت سر گذاشت تا این که محرم فرارسید . چون ماه حرام بود لذا تمام ماه بدون جنگ سپری شد. پس ازمحرم جنگ ادامه یافت وخستگی وبیزاری دوسپاه شروع شد . دوباره جنگ شدت گرفت ابتدا راست سپاه علی شکست ولی دراثر فشار امام ویاران سپاه معاویه عقب نشست وروز سوم آثار حمله نمایان وعقب نشینی معاویه آغازشد . بابرنامه ریزی معاویه وعمروعاص ناگاه قرآن ها سر  نی شد ومنادی ندا کرد میان ما وشما قرآن حکم می کند. اگر شامی کشته شود چه کسی  ازمرزهای آن دفاع واگر عراقی کشته شود چه کسی از عراق دفاع خواهرکرد. سران سپاه علی حرف معاویه را پسندیدند تا دوطرف ازکشتار درامان مانند . به علی گفتند اگر سازش را نپذیری ما به جانب معاویه خواهیم رفت . اندکی ازیاران  می دانستند که حق با علی است لذا گفتند مابرحقیم وبه دوستی وحقانیت علی ایمان داربم ومعاویه وسپاهش  دشمن واقعی ماهستند . اما درمیان یاران علی اختلاف افتاد . لذا عدم ادامه جنگ خواست اکثریت بود. علی اعلان توقف جنگ داد ولی اشتر همچنان می جنگید وپیش می رفت تا بااصرار وقسم یاران دست ازجنگ کشید  .علی به معاویه پیغام فرستاد منظور ازبالا بردن قرآن چیست . او پیغام داد که منظور انتخاب یک نفر ازسوی تو یکی ازسوی من برای حکمیت است . درصفین ازیاران باوفای اسلام همچون عماریاسر وعبدالله بن عمر کشته وازیاران معاویه هم خیلی ها کشته شدند. اگر قصد معاویه ازبالابردن قران ترک جنگ بود همان اول این کاررا می کرد بلکه برای حیله بود وفرارازشکست . درهرصورت علی تن به حکمیت داد ومی خواست ازطرف اوابن عباس  یا اشتر باشد یاران علی نپذیرفتند واحنف بن قیس را کاندید کردند علی نپذیرفت درنهایت ابوموسی که مردی با مکنت وساده لوح که قبلا حاکم عراق بودرا به علی تحمیل کردند.عهدنامه متارکه جنگ اعلام وازطرف معاویه نیز عمروعاص انتخاب شد و  علی ومعاویه آن راامضا کردند. تا درماه رمضان دردومة الجندل حاضر وحکمین رأی خودرا اعلام کنند.دربازگشت علی ازصفین به کوفه نرسیده عده زیادی که ازابتدا پیشنهاد حکمیت را داده وبر آن اصرارداشتند تن دادن به حکمیت ازطرف مولا کفر تلقی وفریاد زدند (لاحکم الا الله) وبه دیگران حمله که شما دشمنان خدا درکار دین مداهنه کردید وکافر شدید لذاباید توبه کنید. درراه رسیدن به کوفه دسته مخالف حکمیت که بعدها به خوارج معروف شدند به شهر واردنشدند ودر حرورا بیرون کوفه ماندند.علی به آنان وارد وگفت ما به حکم قران رضا داده ایم نه به حکم مردم یعنی اشخاص اگر بر خلاف قرآن رای دهند موردقبول ما نخواهدبود . با این سخن شورشیان متقاعد وبا علی به کوفه آمدند. روزموعود حکم معاویه به دومة الجندل رسید وازعلی خواستند نماینده خودرا بفرستد ابو موسی با چهارصدسوار به ریاست ابن عباس به عرصه آمد. خوارج دوباره با شعار لاحکم الا الله به حالت اجتماع ازکوفه بیرون وبه نهروان درشیب کوه زاگرس متصل به ایران گرد آمدند وعبدالله بن وهب رارهبر خود برگزیدند وخوارج نامیده شدند. خلاصه عمرو عاص سیاست کرد وبه بهانه این که ابوموسی ازبزرگان اسلام است به او احترام واورا برای اظهارنظر جلو انداخت . قرارشد علی ومعاویه راخلع ودیگری را حاکم کنند لذاابو موسی بعد ازدعا وثنا گفت من وعمرو توافق کردیم علی ومعاویه را ازخلافت خلع ومردم برای خود والی برگزینند. لذا من هردورا خلع کردم . عمروعاص گفت ای مردم شنیدید که این مرد صاحب خودراخلع کرد من هم صاحب اورا خلع می کنم ولی معاویه را ابقا می کنم که او ولی وخونخواه عثمان است وبرای جانشینی ازهمه لایق تراست .   

پس ازجنک جمل برخی ازشیعیان حضرت را به درجه الوهیت بالا بردند که حضرت آنان را نصیحت کرد وبه ترک این عقیده باطل دستور داد . چون درعقیده خویش باقی ماندند فرمان داد برخی از آنان را درآتش افکندنداما باز هم ازعقیده خویش دست نکشیدند . سه تن از خوارج به نام برک (مبارک )بن عبدالله وعمروبن بکر  وعبدالرحمن ابن ملجم مرادی با یکدیگر هم سوگند شدند تا به حساب خودشان برای رهایی اسلام ازاختلافات داخلی  دریک شب  امیرالمؤمنین علی ومعاویه حاکم شام وعمروبن عاص حاکم مصررا به قتل برسانند. که تنها حضرت مولا درشب 19 رمضان سال 40قمری به دست ابن ملجم شهید گردید و درمحلی بنام القری (الغری ) که امروز به نجف مشهوراست دفن گردید.فرقه خوارج هنوزوجوددارد ودرعمان زنگبار تونس والجزایر همچنان ازعلی تبری می جویند.بعدها عمرو عاص آمد ومصررا ازتصرف محمد بن ابوبکر درآورد واورابه دست معاویة بن حدیج سردارعمرو عاص کشت .

ربنا اتمم لنا نورنا واغفرلنا انک علی کل شیی قدیر و8تحریم