گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

مسجد عمروعاص
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٦
 

عمروعاص زمانی که شام درخلافت عمر بود والی فلسطین شد . عمروعاص بسیار مایل بود مصررا بگیرد ولی عمر ازفزونی لشکر مصر بیم داشت مسلمانان تلف شوند لذا مخالف بود . دراین زمان مقوقس بن قرقب یونانی سلطان مصربود . معاویه درشام ماند ولی  عمروعاص بدون اجازه عمر به هرحیله لشکر فراهم وخودرا نزدیک مصر رسانید . خبر به عمررسید نوشت ای گناهکار! پسرگناهکار تا به مصر نرسیده ای برگرد ومسلمین را به کشتن مده . عمرو عاص هرروز سر پیک (قاصد) را گرم می کرد تا وارد خاک مصر بشود سپس نوشت چون به مصر رسیده ام خلاف امر نکرده ام . چون ابتدا ظرف بیست روز مصر گشوده شد مقوقس به هرقل پادشاه روم نوشت خراجگزارشویم تا درامان بمانیم که هرقل قبول نکرد .مقوقس حصاری شد چون روبرو شدن برای او بسیار سخت بود . زبیربن عوام گفت من جانم را درراه دین فدامیکنم  ونردبانی بزرگ ساخت وروی دیوار حصارنهاد . گفت چون بربالای قلعه روم درفرصت مناسب بانگ تکبیر برآورم آن گاه همه با بانگ تکبیر حمله سراسری کنید. چنین کردند ظرف هفت ماه مبارزه  درنهایت اسکندریه فتح شد . عمروخاص درفسطاط شهری بنا کرد وبر آن مسجدی ساخت که در79هجری توسط عبدالعزیز بن مروان تخریب شد.عمرو خلافت مصررا تازمان عثمان داشت .  عثمان اورا احضار ومشاور خودقرارداد . عمرو مردم را به کشتن عثمان ترغیب می کردوبا  با حضرت علی به خاطر دنیا درافتاد.