گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

چه دیدی که این همه پریشانی
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٧
 

این یکی دوروز  چه ها که نشنیدم  چه ها که نکشیدم . یک جا کودک شش ماهه  بی شیررا گلو بریدند.  یک جا جوان سیزده ساله راتشنه و یک جا پیر مرد هفتاد یا هشتاد ساله را دریدند. کشته هاراهمه می شناسند . کشنده هارا چطور! که می شناسد ؟. خدا کند نشناسی ! من خطشان رامی شناسم ولی خودشان رانه . از بس فاجعه بزرگ بود هیچ کس حاضر نشد بگوید من کشنده ام . یکی دوتن هم گفتند : مأموریم ومعذور . خدا آنان را به مأموریت ومعذوریتشان معذب کند.