گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

کربلا ی لندن
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠
 

افتاده بود جوانی به روی خاک . سنگ فرش خیابان پایتخت . باز هم جوان دگر آن سوی ، این سوی وهرجا . گفتند هزار ودیدیم از پنجره جادوی قرن هزار پلیس خشن با باطوم های سنگین که فرود می آوردند برسر ترد وشکننده . فواره خون ازفرق سر از گونه ها وازبینی وگردن . درلابلا دختران که فریاد برمی آوردند ازظلم وحشیان و بیدادباماسک های آزادی . اسب های غول پیکر هم وزن سواران یزیدی نعل ها کوبیده  تازه ودرزیرهیکل تنومند وسینه های ستبر و سنگین خرد می کرد دنده ها . اینان که بودند ؟ خارجی . طالبان ؟ حزب الله ؟ اینان گل های نوشکفته دانش که آمده بودند به ستوه ازظلم بی امان صاحبان پوند ودلار. آنان که غارتگر جهانی اند واینک چون عرصه را به خود تنگ دیده اند همچون سگان تازه زا بچه های خودراهم می خورند ازبس گرسنه اند. گرسنگان سیر تاریخ . که با بیداری مردم جهان ،دیگر درمانده اند. درورطه سقوط چاره چیست ؟وحشیگری غرب که از دستشان دررفته بود . درپیش چشم جهانیان رسواگری قرون را به تصویر کشیده بود. وآن حاکم جبار تهدید کرد  دانشجو را که باید مزه قدرت قانون را چشید!