گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

نه بتوان بااین غم
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٧
 

قرارباخود برای خودنمایی برای جلوه جادویی به هرطریق ستم است

ستم مضاعف زمانی ست که دیگران را حقیر پنداریم

آنان که حسین (ع) را خارج ازدین انگاشتند غیر ازحسین همه چیز داشتند.

زر فراوان . زور توأمان.تزویروفریب الا ماشاألله . زن تا دلت بخواهد. 

آن چه نداشتند ، اینک برما روشن است . نه آن زمان

حسین عاری از تظاهر عاری از غیر خدا . نه شکمش حتی به نان خالی سیر ونه کامش حتی به جرعه ای سیراب . همیشه گرسنه وهمیشه تشنه .عاشورا نهایت تشنگی واوج گرسنگی . همسر وفرزندان نیز به همین روی

شمشیر ،پهنه شریعه فرات راباعباس (ع) صالح یگانه ، درید تا کام فرزندان کربلا ومادر شیرخواره را طراوت وتازگی بخشد .

شمشیر پهلوی نامردمان دد بیابان نینوارا شکافت تا به خصم پلید بفهماند ، مظلوم منظلم نیست . مظلوم گوشه نشین نیست . چون طوفان است بر پیکردریای بیکران . مظلوم نوریست که ظلمت وتاریکی برسر ستم پیشکان را به برقی بسوزاند ودمار ازآنان بگیرد. عاشورا معجزه خدا نیست که فرشتگان وملایک چون ابابیل ابرهه زمان را به درک هلاکت بفرستد . عاشورا مردانگی حسین است . مردانگی بدون ورد ، مردانگی توکل درون ، بدون تجمل وزرق ، بدون خرید یاران دشمن به پول وزر.

محرم ، عاشوراروز نوشیدن شربت نیست . روزخوردن تا گلو گاه نیست . روزقربانی گوسفند . روز کشتن شتر وگاو نیست . روز طناب وپارچه وزنجیر وچوب . روز موعظه وخاک وگل نیست . روز حسین است . روز فریاد است .برخواجگان حرم برمفتخوران دوران بر ستمکاران جبار . بردغل ورزان خون آشام . بر قداره بندان . بر آنانی که با کارت جعلی به خانه مردم یورش می برند . برآنان که درملأ عام تجاوزمی کنند . برآنان که درخلوت جیب مردم راخالی می کنند برآنان که ثروت مردم را به بهانه های فریبنده  در مقابل دیدگان مردم چپاول می کنند . برآنان که ازجیب ملت آدم شده اند واینک باز هم زیادت می طلبند . برآنان که دشمنی را بزرگ وبزرگ وآن را لولو می کنند .عاشورا یورش بر قدرت ستمگر است . اینک حسین کجا ایستاده است . کدام حساب پس انداز بنام اوست . کدام آسمان خراش و کمپانی بدست اوست . نزدیک ١۴قرن استاده بر دشمن می نگرد . دشمن آن که ،خصم اوست ودوست آن که دست را به مال مردم انداخته وبرای تطهیرآن خوردن را ، بردن را وقمپوز درکردن رامرام نا مرام خود قرارداده .

ای حسین تا زمانی که به نام تو سفره ها رنگین واسراف سنگین است کجا فرزند رشیدو نوردیدگانت مهدی منتظر بیاید ودیدگان محبانش را روشن ودست پلید ستمکاران را وعقبه آنان راقطع کند . دشمن آن سوی قاره ها نیست . گرچه آن سو نیز هست . که آن دشمن به وضوح رسواست . این دشمن که درخانه است کجا پنهان ست . تومیدانی و فرزندت . عزیز یگانه دل ها . حبیب همه قلوب . گرمی سینه های سوخته . مددی تا پرده بیفتد وچهره های دغل که نسل بوسفیان وآریامهر ند برای مردم ساده لوح ودرمانده ما روشن شود . حسین جان مرا ببخش که به سفره ای که بنام تومی زنند گمان بردم . خود چاره ای کن . خود چاره ای چون اصغرت . چون اکبرت .چون مه جبین برادرت . رسوا گری چون خواهرت . بابی انت وامی وولدی ودمی