گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

راه را بسته مگر دیو ترا خانه خراب ست
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٥
 

من گذشتم زحج نیمه رهایش کردم    دین تا نیمه رسید راه تمامش کردم

شحنه مست که با شاه ستمکار نشست   بالب تشنه خود  خانه خرابش کردم

آن که توجیه حکومت به رعیت می کرد زدمش سیلی وسوزان چو کبابش کردم 

مست ومیخواره وبوزینه نگار آمده بود  دربیابان عدم مست سرابش کردم

گفتمش حیلت بابا ترا پنهان داشت   پرده افتاد خدایا و عتابش کردم

اویکی هرزه درا قابل آدم نبود   مترفین حامی او خانه برآبش کردم

واژگون تخت ونگون بخت خدا می داند   به گلوی گل اصغر عذابش کردم  

بسته بود دامن وآهنگ دیانت می زد    صوت قرآن پراکنده عقابش کردم

آفرین برتو برادر که معینی مارا   قمرهاشمیم  نوردوعینی مارا  

ناله تشنگی آل عبا می آید    تک سوارادب و  فتح مبینی مارا

جان به قربان دوبازو ودوچشمت آهو   خیمه هارا زخطر حرس و  کمینی مارا