گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

سزای ناشکری
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٩
 

بزرگترا میگن یادش به خیر الاغی بار می آورد توکوچه ها درخونه ها صدامی زد آی انگوری آی انگوری قند وشکر مث عسل زنبوری . سبزی آش . خیار سبزوقلمی طالبی های گرمسار . هندونه ایوانکی .آی ی ی . شتر ی می گفت . انجیر دارم انار دارم . گردو دارم  .بادوم دارم . توی صدای زنگوله ، صدای دنگ و دنگ زنگ . زنگ شتر به گردنش که رامی رفت می خورد میون سینه اش دلنگ دلنگ . دلنگ دلنگ . سرفروشنده که با مشتریا گرم