گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

غدیر فاصله ها
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٦
 
  1. سفرخداحافظی رب النوع مهربانی ها  آغاز می شود . ازسراسر دنیا آمده اند سینه چاکانی که عطش وگرمش وتابش خورشید سوزان را برشانه های خود هنوز داغ دارند. شاید سایه ای بتواند این جهان پر سوز وحرارت را اندکی حتی برای دقیقه ای خنک کند اما دریغ نه بوته  ای نه درختچه ای ونه درختی . انگشت شمار درختان را قبلا اشغال وسایه سارش را نوشیده اند.  
  2. چاره ای نداری مگر درسایه کوتاه شتران بر بستر خاک نشسته ، اندکی بمانی . باز هم قافله ها بازهم کاروان ها  از پی هم می آیند .
  3. حاجی که ازسفر برگشته برای رسیدن به وطن  شتاب بسیار دارد ولی مغناطیس عشق  ومدار محبت آ ن را به  گرد کانون خود می نشاند.
  4. درآن روزگار  تنک جمعیت ، شگفتا که اینک یکصدوبیست هزار نفر گردآمده اند .  اسر افیل درصور خود دمیده است شاید ! هنری می باید  تا این جمعیت را دراین برهه ی برهنه ی تاریخ دردشت میانه راه فراخوانی و پاسخ نیکویی به گردآمدن برگیری .
  5.  علی را همه می شناسند. گروهی او  را جوان کم تجربه . گروهی اورا کشنده پدران وپهلوانان خود  وگروهی اورا یگانه تاریخ وگروهی اورا خدامی انگارند.
  6.  پیامبر کوتاهترین راه را رفته واورابرادر وجانشین خود می داند .  واین جانشینی چه برای منکرانش دردآور وبرای پیروانش گوارا .
  7.  شنیده بودند که ،خلقت بدون محمد پا نمی گرفت ومحمد بدون علی ،وعلی بدون فاطمه .
  8. این غدیر است یا فاطمه . نمی دانم . در انتهای تاریخ این غدیر است یا  مهدی
  9.