گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

به آستان حضرت ثارالله
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۸
 

به آستان حضرت ثارالله

ای حسین ازره دورغــرق گناه آمـده ام   بادل خـون پرازدرد به پنـاه آمده ام

دوسـتان دردفـراوان همـه دررازونیـاز   یک به یک مانده براه نامه سیاه آمده ام

حق وباطل به هم آمیخته چون صبح وسحر   نه نشانی زرهست چون پرکاه آمده ام

قصـه غـیرت مـردان سـرکـوی ترا    به بلـندای سپهـرسبزوسیـاه آمده ام

چـون گـذشتم زکنـارحـرم روح الله   گل وگلـدسته معصـومه براه آمده ام

لالـه هـاگشـته به ایران سـراسرپرپر    هـرکجـایادشهیدی زسپـاه آمده ام

قصـرشـیرین توپیونددوخاک شــیعه     لحـظه هـارابه شماره  به نگاه آمده ام

خون دل دجله خورد ازغم موسی کاظم      سـامراراپی آن ناجـی مـاه آمده ام

خاک کـوی حرم حضرت خوبان علی     توتیـاکـرده همـه عمـروتباه آمده ام

کـربلاخـون علی اکـبرتوجاری کرد    ازعطـش سوختنم چهره سیـاه آمده ام

دست عباس علمدارکجا گشته جـدا       حـلق صدپاره اصغر به گـواه آمده ام

 خیمه هاسوخته بودودل من خاک رهش     به نسیم سـرکـویت به وفا آمده ام

کوچه هاقتلگه وخون شهیدان جـاری     هـمه تن خون شده درموج بلاآمده ام

سال هـا می گـذردازسفرعـاشورا       صحـنه هـازنده ومن بهر دعاآمده ام

دست خالی چکنم  شاه شهیدان مددی      دین ودنیـا به تو محتاج به رجاآمده ام

کشتـگان سرکویت چه مقامی دارند       ازسـرلـطف توازسعی به صفاآمده ام

ترسم ازخون جگـردجله به فریادرسد     خون بهـایت زسـرنیـزه بـهاآمده ام

به اسـارت چـوبرندتازه گلان زینب      سرفتـاده به هـوایت به هـواآمده ام

این عـزاداری واین شیون هرروزه ما      کردنگون تخت ستم زان به رضـاآمده ام

شـرح این قصه شهیدان رهت میدانند     نکنم فــهـم که من بی سروپاآمده ام

نتـوان داغ دل زینب کــبراشنـید      طاقت این همه ام نیست که زجـاآمده ام

دست هـرملتمسی گـرنرسدبرقدمت      به نیـابت زهـمه من به دعــاآمده ام

زشفاعت به حسین دل ببست اهل عزا      من پیـام آوراین نکتـه رســاآمده ام

گوگدی شعرتومی خواندومداح گریست   منظـری داشت نکـوبـهرولاآمده ام