گلستان

ادبی - تاریخی- سیاسی - انتقادی -فرهنگی -طنز- پندیابی

پروازدل
نویسنده : حسین آقامحمدی گوگدی - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۸
 

                                          پرواز دل

نمی دانم چـرا یاد بهشت آمد مـرا منظور     فضای عطر انگیزش دلم را می کنــدمسرور

هوای دیگری دارم به سر ای همسفر برخیر     غبار کاروان همچون سرابی می رســدازدور

نمی دانم شرابش ارغــوان یا جاودانی بود    کزان یکباره بیخودگشتم ازدیبــاچه انگور

من آن مرغ سلیمانم که حیران دربیــابانم   فکنده بال وپرازخودنشسته برســـرای مور

هرآن چه یافتم اززندگی گم کردن خودبود   جزاک الله به استادم که من مامـورم ومعذور

پریشانی به از جمعی که بردارندکلاه خـلق   کلاه عالمان بی سر به وقت نفخـه هـای صور

به بانگی که جرس داردسحر بیدار باید بود   فکنـده برسـرای دل نوایی همــنوای شور

غم دنیا ندارند عاقلان کـوی نومیــدی   گذر هم می توان کردن به ریسمانی به پای مور

شب وتاریکی دنیا زجهل عاقـلان بــهتر  نبــاشد ادعا آن راکه باشد خانه اش درگور

نمی خواهد زدنیا دست شـوید آدمـی لختی  به اعمـالش به تابوت می برند اطرافیان با زور

خدایا پهنـه پرواز و آن مـرغ سمــاواتی   کنون افتـــاده بر خاک وجدا ازراهیان نور